صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٠
نوکرى هست که گذاشتند او را اینجا و مامور براى وطنش هست، خودش هم مىگوید (ماموریت براى وطنم) راست مىگوید اما ماموریت از جانب کیست؟ مامور است از جانب آمریکا براى وطنش که این وطن را، وطن بیچاره را نه بگذارد رشد معنوى بکند و نه مالشان را خودشان بخورند، مالشان باید نصیب آمریکا بشود ما که مىگوئیم حکومت اسلامى، مىگوئیم حکومت عدالت ما گوئیم یک حاکمى باید باشد که به بیت المال مسلمین خیانت نکند، دستش را دراز نکند بیت المال مسلمین را بردارد، ما این مطلب را مىگوئیم. این یک مطلب مطبوعى است که در هر جامعه بشرى که گفته بشود، براى هر کس گفته بشود از ما مىپذیرند. ملت ما امروز قیام کرده است براى این مطلب که این آدم به ما خیانت کرده، اموال ما را خورده است و برده است و عرض مىکنم که در ممالک دیگر براى خودش و براى خانوادهاش و براى اتباعش ویلاها خرید و عرض مىکنم که زندگى هاى بزرگ تهیه کرده است و ما گرسنه هستیم گرسنهها جمع شدهاند و مىگویند که ما نمىخواهیم او را، چى مىگوید؟ خوب، منطق ما این است، ما غیر از این حرفى نداریم
حکومت اسلامى، بازگشت به عقب نیست
حالا در ضمن روزنامههاى اینجا هر چه مىخواهند بنویسند اسلام ارتجاعى است، اسلام هر چه هست، اینها این کلمه را، شما این را جواب بدهید. من این کلمه را که مىگویم، این روزنامهها، همه روزنامه دنیا جمع بشوند جواب این کلمه را بدهند که آقا ما مخازن نفت داریم مخازن مس داریم، مخازن چیزهاى دیگر داریم، همه چیز داریم لکن دارند مىبرند، غارت مىکنند، ما ملت ضعیف عقب افتاده نمىخواهیم غارت بشویم. شما مىگوئید عقب افتادهایم، بسیار خوب، خواهیم آقا، شما که غارت مىکنید جلو افتادید، ما که غارت شدیم عقب افتادیم شما به عرض کنم دروازه تمدن!! رسیدید که دارید مردم را غارت مىکنید، مردم دیگر شاید نرسیدهاند به آنجا که به آنها آزادى بدهید. مردیکه مىگوید: (اینها نرسیدند به آن حدى که لایق آزادى بشوند). نرسیدند به آن حد، من نمىفهم یعنى چه چطور نرسیدند به آن حد که به آنها آزادى بدهند؟ مردم که داد مىکنند که آقا چرا آن کارهاى غلط را مىکنى، اینها نرسیدهاند به آن ؟، حالا برسند به آن حد باید حرف نزنند؟ هر چه تو سرشان مىزنند دیگر حرفى نزنند تا اینکه رسیده باشند به آن حدى که بشود به آنها آزادى داد؟!
ملت، طالب حقوق اولیه بشر
مملکت ما امروز قیام کرده است و این قیام، قیامى است که همه موظفیم دنبالش برویم یعنى از منى که طلبه هستم تا شمایى که محصل هستید، تا آن که کاسب است، تا آن که تاجر است، تا هر کس که هست، اهل این مملکت است باید دنبال این اهالى مملکتش باشد تا این کار بشود، بلکه مسألهاى است که، منطقى است که بشر باید دنبالش باشد. اینها دارند حقوق اولیه بشریت را دارند مطالبه مىکنند. حق اولیه بشر است که من مىخواهم آزاد باشم، من مىخواهم حرفم آزاد باشد، من مىخواهم