صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٩
معنایش این است که آنها مرا قرار دادند. ما مىگوئیم نمىخواهیم یک کسى که با پناه متفقین آمده اینجا و حالا هم براى متفقین دارد کار مىکند، زحمت مىکشد، همه هستى ما را دارد به باد مىدهد. استقلال ما نداریم. آزادى بیان نداریم، آزادى قلم نداریم هیچى نداریم.
غارتى به نام اصلاحات ارضى
زراعت یک مملکت زراعى که زراعتش باید صادر بشود چقدرها، اینها براى سى وسه روز (مثل اینکه اینطور نوشته بودند، یا سىوچهار روز یک همچو چیزى) دارد، باقى آن را باید از خارج بیاورند. شما الان بینید که از خارج هى سیل گندم است و جو است و چه و چه وچه، تخم مرغ است و همه چیز را از خارج دارند مىآوردند. اینها به اسم اصلاح ارضى زراعت ایران را به باد دادند یعنى دهقان و رعیت بیچاره را بیچاره کردند که دیگر نتوانستند اینها بمانند در مزرعه خودشان، از آنجا کوچ کردند و آمدند به تهران و اطراف شهر تهران به وضع بدى زندگى مىکنند، به وضع بسیار اسفناکى. الان عده کثیرى، زیاد شاید قریب چهل مورد، چهل محل شاید این مقدارها که صورتش را به من دادهاند که در نجف این صورت پیش من بود که در کجاى شهر، فلان عده، در کجاى شهرفلان عده، همین طورى در شهر متفرق با کوخ کوچک با چادر نشینى، اینطورى است، در تهران مرکز اینطور است که با چادرنشینى و کوخ نشینى دارند اینها زندگى مىکنند. نوشته بود که بخواهد یک کوزه آب براى بچههایش بیاورد باید نمىدانم چند پله، صد پله، چقدر از آن گودالى که اینها زندگى در آن مىکنند باید بیاورند به بالا و برسند به شیر آبى که اینجا گذاشتهاند. در زمستان سرما این زن باید این کوزه را بیاورد بالا و بعد از این پلهها برگردد یک کوزه آب ببرد براى بچه هایش.
ماموریتى براى غارت بین المال مسلمین
ما مىگوئیم این وضع آشفته باید از بین برود.از آن طرف خرجهاى خودشان آنطور خرجها است که همین آخرى من خواندم که براى فلان ویلائى که براى یکى از خواهرهاى شاه بود، خود ویلا را چقدر خریدند الان من یادم نیست ولى زیاد بود و پنج میلیون دلار براى خرج گلکارى و زینت گلکارى بود این وضع اینها و بیشتر از اینها که الان ما نمىتوانیم تصورش را بکنیم، این وضع عده کثیرى از مردم که در خود شهر تهران زندگى دارند مىکنند با یک چادرى، با یک کوخى، بى همه چیز، نه یک چراغ دارند نه یک عرض بکنم که آب دارند، اسفالت و این حرفها هم اصلش معنى ندارد. ما که مىگوئیم حکومت اسلامى، ما مىگوئیم این وضع باید از بین برود. نمىگوییم که حکومت اسلامى شاه مىگوید که اینها مىگویند که باید ما برگردیم به آن زمانى که با الاغ راه برویم، کدام آدم این حرف را زده است که شما باید با الاغ بروید؟ ما مىگوئیم که این وضع را باید به هم زد و تا محمد رضا و دودمان پهلوى هست ما مىتوانیم یک روى آزادى و یک روى استقلال براى مملکتمان ببینیم. این یک