صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٨
فرهنگهائى است که نمىگذارند بچههاى ما با فرهنگ بزرگ بشوند یک لوزه الان مىخواهد عمل کند، همین خود این شاه راجع به یکى از لوزهاش یکى را از اروپا آوردند این لوزه را عمل کرد. خوب، توئى که مىگویى که ما دیگر مملکتمان را ترقى دادیم، لوزهتان را هم دارید جاى دیگر عمل مىکند، پس معلوم مىشود که شما هیچى ندارید. یک خط مىخواهند بکشند از اینجا به آنجا از خارج مىآورند و درست مىکنند براى اینکه یک خطى بکشند. آنوقت یک قرارداد با یک کمپانى مىبندند، در یکى از این قراردادها بوده است من یادم نمىماند این چیزها که نمىدانم چند متر راه درست کرده بود و باقى آن را برداشت و رفت پى کارش اینها اینطور ریختند به جان این مملکت. گازش را شوروى مىبرد، نفتش را آمریکا مىبرد. ما که مىگوئیم که حکومت اسلامى مىخواهیم، مىخواهیم جلوى این هرزهها گرفته بشود، نه به منطق شاه که مىگوید (اینها مىگویند که ما مىخواهیم برگردیم به زمان هزار و چهار صدسال پیش ازاین ما مىخواهیم به عدالت هزاروچهارصد سال پیش از این برگردیم، نه اینکه زندگیمان زندگى آنوقت بشود، نه، همه مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داریم لکن اینهائى که اینها دارند مظاهر تمدن نیست.
مظاهر تمدن شاه!!
اینهمه آدمکشى مظاهر تمدن است؟ این حکومت نظامى عرض مىکنم که به جان مردم ریختن، این مظاهر تمدن است؟ اینهمه نفتهاى ما را به دیگران دادن و در مقابلش اسلحهاى که نمىتوانند این اسلحه را به کار ببرند. اسلحههایى که به ایران مىآورند ما نداریم کسى که کارشناس باشد بداند این را چه جورى باید به کارانداخت، باید خود مستشارهاى آنها بالاى سرشان باشد. پاپگاه درست کردند اینجا، پایگاه آمریکائى درست کردند به صورت اینکه ما مىخواهیم مملکتمان را چه بکنیم، پایگاه آمریکاست اینجا ما اینکه حرفمان است این است که مىخواهیم اینطور این آشفتگى که الان این آقا ایجاد کرده است، این نوکر ایجاد کرده براى اربابهاى خودش، ما مىخواهیم این نباشد.
تاریخچه سرسپردگى رژیم پهلوى
از روز اول که من یادم است، شماها جوانید یادتان نیست، از روز اولى که رضاشاه کودتا کرد، کودتایى بود که با دست انگلیسها بود، خود انگلیسها هم وقتى که این رفت، در رادیو دهلى گفتند که (من خودم شنیدم) ما رضاشاه را آوردیم و لیکن خیانت کرد بردیمش. آنوقتى که بردند او را به جزیره کذا، در رادیو دهلى که مربوط به انگلیسها بود گفتند که ما رضا شاه را آوردیمش سرکار و بعد از اینکه خیانت کرد او را بردیم. خود آقاى محمد رضاخان گفت که، دریکى از چیزهایش نوشته بود که (شاید هم در همان خدمت براى وطنم باشد لکن بعدش این را از بین بردند دیدند بد حرفى زده است) (متفقین وقتى که آمدند اینجا صلاح دیدند که من باشم، از خاندان ما باشد) لکن جنابعالى هم دست نشانده هستى. (صلاح دیدند که من باشم)