صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٦
این از حقوق بشر است که در اعلامیه حقوق بشر هم هست، هر کس، هر ملتى خودش باید تعیین سرنوشت خودش را بکنند، دیگران نباید بکنند. این ملت با هم الان همه ایستادهاند و مىخواهند سرنوشت خودشان را تعیین کنند.
بى تفاوتى در مقابل جنایات بر خلاف شرع و انصاف و انسانیت است
این است که ما، این آدمى که به ما خیانت کرده است، به اسلام ما، به دین ما خیانت کرده است مخازن ما را دارد به اجنبى مىدهد، در مقابلش یا اسلحه مىگیرد و مردم را مىکشد و یا مىگیرد و مقدارى، یک مقدارش را خرج همین کارها مىکند باقیش را هم خودشان و رفقاى خودشان از بین مىبرند، یک مردمى که الان ایستادهاند و دارند خون مىدهند براى این کار، مائى که در خارج هستیم مکلف هستیم که با اینها همزبان باشیم. الان آنها، همین الان هم که ما اینجا نشستهایم شما بدانید که در آنجا انقلاباتى هست، الان در ایران، همین چند روز پیش از این در خیلى از جاهاى ایران آدم کشتهاند. خیلى است، الان هم که ما اینجا نشستهایم، باز نمىدانیم، شاید الان هم در ایران یک صدائى باشد و هست اما حالا کشتار هست یا نه، الان ما نمىدانیم، چرا، دور هستیم. هر روز این مسائل هست. آنها در میدان مبارزه هستند و مشغول مبارزه هستندماها اینحا بى تفاوت باشیم و مشغول به مثلاً کارهاى عادى خودمان باشیم این برخلاف انصاف، برخلاف انسانیتبرخلاف شرع، بر خلاف همه اینها هست. من مىتوانم حالا با شما صحبت کنم و شما را دعوت کنم به اینکه با ملت خودتان که براى منافع همه که شماها هم جزو آنها هستید، قیام کردند و شماها موافقت کنید، این جبهههاى خارجى هر چه هستند، اینها همه همدست بشوند. من بهاندازهاى که مىتوانم براى شما چند نفر حالا صحبت کنم صحبت مىکنم، آن مقدارى هم که مىتوانم بنویسم مىنویسم و منتشر کنم. شما هم به هر اندازهاى که مىتوانید، تظاهر هر وقت وقتش شد، مناسب شد، نوشتن، گفتن، به روزنامه نگارها چیز گفتن، هرچه مىتوانید، هر کس به هر اندازهاى که مىتواند با این ملت ضعیف که الان تحت چکمه این بىانصافها هست باید همراهى کرد.
قیامى که در تاریخ سابقه ندارد
و یک همچنین قیامى که الان در ایران هست من گمان ندارم در تاریخ سابقه داشته باشد این را که یک مسأله واحدى را همه بخواهند. الان همه، این بچههایى که تازه خودشان هم الان نمىدانند چه دارند مىگویند اما مىگویند ما شاه را نمىخواهیم، یا اینکه همه گفته اینها هم گویند. یک بچه هفت، هشت ساله، پنج شش ساله، آن که زبان باز کرده الان مىگوید که (مرده باد شاه) براى اینکه دیده همه مىگویند او این هم مىگوید. این زبان همه است، این منطق همه است و در طول تاریخ شاید ما نداشته باشیم یک وقتى که همه یک مطلبى را با هم بگویند یعنى آن که در آن طرف ایران، در اقصى بلاد ایران است با آن که در مرکز است حرفش یکى باشد. الان وضع اینطور شده است و یک ملتى وقتى وضعش اینطور شد، این پیش مىبرد. این دیگر نمىشود که این ملتى که ایستاده الان در مقابل