خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦
اسرائیل اسرای مسلمین را برده نمیگیرد ؟ بنابراین فرضیه ، خیر ( حالا کاری نداریم که دنیا اجازه میدهد یا خیر ) ، یعنی ولی مسلمین حق ندارد این راه را انتخاب کند ، چون در وقتی میتوانستند از آنها برده بگیرند که آنها هم برده میگرفتند ، آنها که برده نمیگیرند اسلام میگوید شما هم برده نگیرید . پس اسلام برای بردگی بساطی پهن نکرده و نگفته است من حتما وجود برده را لازم دارم ، و متأسف نیست و یقه پاره نمیکند که چرا بردگی در دنیا نیست ؟ ! آنچه که اسلام روی آن عنایت دارد آزادی است ، آزادی باید وجود داشته باشد . اگر شما بگوئید که در دنیای امروز چون بردگی وجود ندارد آزادی برده هم وجود ندارد پس باز هم قسمتی از دستورهای اسلام عملا منسوخ است ، جواب میدهیم که منسوخ نیست بلکه موضوعش منتفی است ، مثل اینست که اسلام دستور آب قلیل و آب کثیر هر دو را داده است و مثلا گفته است دست خود را با آب قلیل دو بار آب بکشید و با آب کثیر یک مرتبه ، بعد لوله کشی بشود و آب جاری آنقدر زیاد شود که دیگر استعمال آب قلیل موضوع پیدا نکند ، آنوقت یکی بگوید احکام اسلام منسوخ شده است . خیر ، این حکم اسلام منسوخ نشده است . اسلام عنایتی ندارد که حتما آب قلیل وجود داشته باشد تا شما به وسیله آن تطهیر کنید ، اسلام میگوید اگر آب قلیلی وجود داشته باشد ، حکمش این است . از نظر اسلام هم چه بهتر که آب قلیلی وجود نداشته باشد . اینها که معنایش منسوخیت نیست . درهیچ جا ما نداریم یک چیزی که اسلام دست روی آن گذاشته باشد و تغییرات زمان و روزگار بتواند آن را عوض کند ، یعنی با تغییرات واقعی روزگار سازگار نباشد . هی میگویند که آقا زمان تغییر