خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣
امام است ، و همه ائمه مصداق این آیه هستند . مردم وظیفه دارند که وقتی که به حج میروند بروند به سراغ امام . این موضوع در شریعت ختمیه هم رخ میدهد ، یعنی یک سلسله اختلافات و تفرقها و تشتتها و مذهبهای مختلف و گوناگون در شریعت ختمیه پیدا میشود ، باید یک شاخص وجود داشته باشد که اگر مردم در این مذاهب گوناگون که اینها را اهواء و آراء و تعصبها ایجاد کرده است بخواهند بفهمند که حق چیست بروند به سراغ او . شما وقتی که در روش ائمه هم مطالعه میکنید میبینید که آنها از جهت اینکه دارای وظیفه امامت بودهاند جز این حرفی نمیزدهاند ، میگفتهاند که ما امام هستیم و شما وظیفه دارید که بیائید مشکلات خود را از ما بپرسید . پس فرق امام با پیغمبر اعم از صاحب شریعت یا غیر صاحب شریعت تنها در کیفیت الهامات نیست که آیا ملکی میبیند ، صدای او را میشنود یا نمیشنود ، در خواب است یا در بیداری ، بلکه وظیفه او هم فرق میکند با وظیفه پیامبران ، و این وظیفه با وظیفهای که عرض کردم علمای امت در آن جانشین پیغمبران میشوند دو تا است . علمای امت میتوانند در کار دعوت و تبلیغ و ترویج جانشین پیغمبران باشند اما نمیتوانند مرجع حل اختلافات باشند .
فلسفه ارسال انبیاء از نظر قرآن
آیهای است در قرآن ، آیهای است عجیب ، همان است که در ابتدای سخن خواندم ( آیه ٢١٣ سوره بقره ) از عجیبترین آیات است که در فلسفه بعثت و نبوت و ارسال انبیاء میباشد . درست در مفهوم این آیه دقت کنید . میفرماید : « کان الناس امة واحدش »مردم همه یک واحد