خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠
ولی احتیاج انسان به پول یک احتیاج ثانوی است نه احتیاج اولی . یعنی چه ؟ یعنی خود پول به تنهائی هیچ حاجتی از حاجات انسان را رفع نمیکند ، شکم انسان را سیر نمیکند ، یک بیماری از بیماریهای او را رفع نمیکند ، یعنی اگر پول را روی محل بیماری بگذارید هیچگونه اثری نمیبخشد ، آدم اگر گرسنه باشد و اسکناس بجود فایدهای ندارد ، اگر گرسنه باشد و در یک اطاق محصور باشد و در آنجا غذائی نباشد اما سکههای عالم همه آنجا باشد باز او از گرسنگی میمیرد . انسان به لباس احتیاج دارد . پول نمیتواند لباس باشد . انسان احتیاج به همسر دارد . پول نمیتواند برای انسان همسر باشد . به خانه احتیاج دارد . پول خانه نیست . انسان احتیاج ثانوی به پول دارد . یعنی در وقتی که بشر زندگی اجتماعی دارد و در آن زندگی ، هر فرد یا دستهای متصدی یک کار و بر آوردن حاجتی است و مالکیت فردی بر اجتماع حکومت میکند و احتیاج به مبادله میان افراد هست و هر فرد باید مازاد بر احتیاج خود را از تولید خود با دیگران مبادله کند و افراد احتیاج دارند به مبادله و به قول شیخ الرئیس احتیاج دارند به معارضه ، به عرضه داشتن متاعهای خود در مبادله ، در اینجاست که پول رابط میشود میان کالاهائی که باید مبادله شود . اینست که بشر به پول احتیاج پیدا میکند ولی یک احتیاج ثانوی ، یعنی چون زندگی بشر اجتماعی است و در زندگی اجتماعی مبادله هست پس به پول احتیاج است . اگر انسان بخواهد برود در یک جنگل و انفرادی زندگی کند دیگر به پول احتیاج ندارد . یا اگر زندگی ، اجتماعی باشد ولی احتیاج به مبادله نباشد به این صورت که مثلا زندگی ، اشتراکی محض شد و مالکیت فردی به کلی از میان رفت ، همه افراد بشر حکم یک خانواده را داشتند و دولت غذا و لباس برای همه تهیه کرد ، در اینجا هم احتیاج به پول نیست .