خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥
اسلامی و در درجه اول قرآن کریم برای تحقیق و مطالعه دارد به طوری که هیچ دورهای از دورهها را نمیتوان آخرین دوره مطالعه در قرآن به شمار آورد به گونهای که بشر بتواند ادعا بکند که آنچه که در این کتاب بزرگ آسمانی هست همه را کشف کرده و مجهولی از این جهت باقی نگذاشته است . در جلسه گذشته مقداری در این باره بحث کردیم که اساسا در صدر اسلام و از زمان پیغمبر اکرم این مطلب مورد توجه بوده است که هر چه بر بشر بگذرد به حقایق اسلام و حقایق دین آشناتر میشود ، یعنی کسی گمان نکند مردمی که در زمان پیغمبر بودهاند قرآن و سخن پیغمبر را یعنی معنی و عمق سخن پیغمبر و قرآن کریم را از مردمان بعدی بهتر میفهمیدهاند و بیشتر به عمق آن پی میبردهاند . بر عکس ، رسول اکرم صریحا میفرمود کسانی که بعدها خواهند آمد ممکن است معنی و مقصودی را که من از جملههای خودم دارم بهتر بفهمند ، و لهذا تشویق میکرد تحت همین عنوان که شما هر چه از من میشنوید صحیح و درست ضبط بکنید و برای آیندگان نقل بکنید ، ای بسا که آن کسی که شما برای او نقل میکنید او از خود شما که ناقل هستید بهتر مقصود مرا بفهمد .
داستان اعمش و ابوحنیفه
حکایت معروفی است ، میگویند : سلیمان اعمش که یکی از محدثین اهل تسنن است ، یک وقت مسألهای را از یکی از فقهاء زمان خویش پرسید . او جواب داد . از او پرسید به چه دلیل تو این جواب را میدهی و از کجا میدانی که پاسخ مسأله چنین است ؟ گفت به خاطر روایتی که تو خودت نقل کردهای از پیغمبر اکرم . از آن روایت این مسأله نتیجه میشود . وقتی استدلال کرد ، اعمش دید درست میگوید . باز اعمش یک مسأله