خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧
این علمی که پیغمبر فرمود طلب آن واجب است چه علمی است ؟ غزالی بیست قول نقل میکند : متکلمین گفتهاند مقصود ، علم اصول دین و علم الکلام است ، مفسرین گفتهاند مقصود ، علم تفسیر است ، فقها گفتهاند مقصود علم فقه است ، یک عدهای گفتهاند فلان ، و عدهای دیگر گفتهاند بهمان . جواب همه اینها خیلی واضح است . غزالی بیان بسیار خوبی دارد و فیض هم آن را تأیید میکند . میگوید : علمها بر دو قسم است : بعضی از علوم خودش فی حد ذاته در دین هدف است مثل معرفه الله که بر هر کسی واجب عینی است . بعضی از علمها هست که خود علم هدف نیست بلکه علم ، وسیله است . آنوقت هر هدفی از هدفهای اسلام که توقف به علم داشته باشد علم آن هم واجب میشود . مثلا در اسلام طبابت یکی از واجبات کفائی است و علم طب وسیلهای است برای آن ، پس علم طب هم به نحو واجب کفائی واجب میشود ، پس « طلب العلم فریضة » شامل آن هم میشود . تجارت واجب کفائی است و در حدودی که احتیاج به علم دارد تحصیل علم آن هم واجب میشود ، تحصیل علم اقتصاد در حدودی که تجارت به آن توقف دارد ، و از این قبیل با همین بیانی که عرض کردم شما قیاس بگیرید بسیار زیاد است . پس علم واجب است ، فریضه است ، اما به اصطلاح علماء یک واجب نفسی تهیوئی است یعنی واجبی است که مقدمه یک واجب دیگر است . البته علم معرفة الله و امثال آن به جای خود ، بسیاری از علوم هست که آن علوم واجب است به عنوان مقدمه یک واجب دیگر . ممکن است شما سؤال کنید که آیا ممکن است [ که این امر نسبت به ] زمانها فرق بکند که یک علم در یک زمان واجب باشد و در یک زمان دیگر واجب نباشد ، در یک زمان واجب باشد و در یک زمان واجبتر باشد ، در یک زمان حرام باشد و در یک زمان واجب باشد ، آیا همچو چیزی میشود