خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥
دین هم همین طور است ، قواعد و اصولی دارد معلوم ، و فروعی دارد که قابل استخراج از آن اصول است . آنچه اسلام آورده است و همواره ثابت است یک سلسله قواعد است و آنچه وظیفه مجتهدان است که استخراج و استنباط کنند یک سلسله مسائل است . مسائل متغیر است . تغیر مسائل ناشی از تغیر قواعد نیست بلکه ناشی از اینست که صورت مسائل در هر زمانی با زمان دیگر متفاوت است ، عوامل وارد در زندگی در زمانها متفاوت است ، با ورود برخی عوامل و احیانا خروج بعضی از عوامل دیگر ، خواه ناخواه صورت مسائل و جوابی که به آنها باید داده شود عوض میشود . اینست که احکام و قوانین اسلامی در عین اینکه جنبه و وجهه ثابتی دارند ، وجهه و جنبه متغیری پیدا میکنند . بسیاری از نظراتی که ائمه اطهار و حتی خود پیغمبر اکرم دادهاند همانها فروعی است که خودشان از اصولی که داشتهاند استنباط میکردهاند ، یعنی عملا مصداق « علینا القاء الاصول و علیکم ان تفرعوا » یا : « علینا القاء الاصول و علیکم التفریع » بوده است . اگر ائمه به بعضی از اصحابشان فرمودهاند که برو بنشین در مسجد و ما دوست داریم که کسی مثل تو برود بنشیند در آنجا و فتوا بدهد ( چون هر کسی میآمد و روی مسندی مینشست ، و مردم هم به حساب اینکه این عالم است مرتب میآمدند و از او مسأله میپرسیدند ) روی همین حساب بوده است ، روی حساب اینکه درسهای کلی را به آنها داده بودند و میگفتند که تفریعات را دیگر خودتان استنباط کنید .
مثال به فریضه علم
در اینجا من مثالهای زیادی دارم که میخواستم همین امشب عرض بکنم ولی به همه آن مثالها نمیرسم ، مثالی را میخواهم برای شما