خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨
خاصی پیروی میکند اصرار عجیبی دارد . البته قرآن یک تفاوت منطقی با
دیگران دارد و آن اینست که دیگران به این نکته که [ ( فساد اخلاق در
سرنوشت و سعادت ملتها مؤثر است ) ] یا توجه ندارند و یا کمتر توجه
دارند . قرآن وقتی که فلسفه تاریخ بشر را ذکر میکند این طور هم تفسیر
میکند ، میفرماید : سعادت اقوام و ملتها بستگی دارد به علم و اخلاق پاک
و معنویت آنها . قرآن راجع به اینکه معنویت یک قوم در سرنوشت آنها
تأثیر فراوان دارد اصرار عجیب دارد . یعنی آن چیزی که بیشتر از مختصات
قرآن است ، گذشته از اینکه آن فلسفه کلی را قبول میکند و بلکه برای
اولین بار در دنیا بیان میکند ، این جهت است : « و لو ان اهل القری
آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض » [١] .
پس اگر ما جبر تاریخ را به طور کلی رسیدگی کنیم میبینیم حرف راست و
درستی است ، به همین معنی که تاریخ بشر روی یک سلسله قوانین و نوامیس
منظم حرکت میکند .
جبر تاریخ و جاوید ماندن
حالا میآئیم سراغ این مطلبی که آقایان بیان میکنند . اینها جبر تاریخ را ملازم گرفتهاند با اینکه هیچ چیزی در دنیا جاوید نمیماند . این دیگر از کجا پیدا شده است ؟ ! اختلاف ما با آنها در اینجا است .ما میگوئیم لازمه اینکه تاریخ یک سلسله قوانین حتمی یا به قول آنها جبری [٢] [ داشته باشد این نیست که اصول ثابتی بر زندگی بشر حاکم
[١] سوره اعراف ، آیه . ٩٦ [٢] هر چند کلمه خوبی انتخاب نشده است برای اینجا ، چون تا گفته میشود [ ( جبر ) ] مفهوم زور و اکراه و اجبار به ذهن بعضی میآید یعنی اینکه عاملی بیاید و عامل دیگر را مسلوب الاختیار بکند ، در صورتی که اینجور نیست .