خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣
فرسودگی برسد . اگر کسی ( قائل به خدا باشد یا نباشد ) قبول کرد که این قوانینی که در جهان هست ، این قوانینی که در آفرینش وجود دارد ، اینها یک سلسله قوانین مسلم و خلاف ناپذیر و اجتناب ناپذیر است ، پس قبول کرده است جبر در طبیعت را . اینجا ممکن است شما مسأله معجزات را به میان بیاورید که آیا با اینها مخالف نیست ؟ اجمالا عرض میکنم که خیر ، آنها با اینها مخالف نیست . حالا جای این بحث نیست . اما جبر تاریخ یعنی چه ؟ جبر در تاریخ معنایش اینست که همانطوری که یک پدیده طبیعی ، یک گیاه ، یک حشره ، یک حیوان ، یک دریا ، قانون خاصی دارد و با آن قانون خاص به وجود میآید و از بین میرود ، زندگی اجتماعی بشر هم مجموعا یک قوانین مخصوص به خود دارد . مجموع بشر حکم یک واحد [ و پیکر ] را دارد و افراد بشر به منزله اجزاء این پیکر هستند . این واحد ، سرگذشت و تاریخی دارد ، گذشته و آیندهای دارد ، حسابهای خاص و معینی دارد . همانطوری که بدن شما که یک فرد هستید حساب دارد و وقتی شما از پزشکان میپرسید میگویند آقا سلامت یا بیماری شما حساب خاص و معینی دارد ، یک نفر جامعه شناس هم میگوید اجتماع بشر نیز عینا مانند یک پیکر حساب مخصوص به خود دارد ، حسابهای منظم و قطعی دارد .
حساب منظم و قطعی اجتماع و تاریخ
اگر بپرسید آیا ما از آن جهت که مسلمان و موحد و خداشناس هستیم و پیرو قرآن میباشیم ، باید تاریخ را دارای یک قوانین و قواعدی