خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧
آن احتیاج دارد که بشر هزار و چهارصد سال پیش به آن احتیاج داشت . یک
جوان تحصیلکرده اروپا رفته همه چیز خوانده هم میتواند این را در رأس
ایدئولوژی خود هدف قرار دهد و زندگی خود را بر پایه آن بنا نهد . و
همچنین سایر تعلیماتی که در دین مقدس اسلام هست . شما دست روی هر
تعلیمی از تعلیمات دین مقدس اسلام بگذارید میبینید همین جور است .
تعلیماتی که اسلام فرضا راجع به معاد و معادشناسی دارد همینطور است .
میگوید : ای بشر ! تو موجودی هستی که حقیقت تو ، هویت تو ، ذات تو به
گونهای است که به سوی خدای خودت بازگشت میکنی ، تمام اعمالی که در این
دنیا مرتکب میشوی ، مثل خودت که فانی نخواهی شد فانی نخواهد شد ،
« انا نحن نحیی الموتی و نکتب ما قدموا و آثارهم و کل شیء احصیناه فی
امام مبین »[١] ، این را به عنوان یک حقیقت علمی جهانی ذکر میکند ،
« و ان الی ربک المنتهی »[٢] « انا لله و اناإلیه راجعون »[٣] . همه
از آن خدا هستیم و همه به سوی خدا بازگشت میکنیم ، هر قدمی که برمیداریم
و هر لحظهای که بر ما میگذرد به خدا و قیامت نزدیک میشویم . این یک
حقیقتی نیست که مخصوص به یک زمان معین باشد . بشر را به اعمال و نیات
خودش متوجه میکند ، به صفات و ملکات خودش متوجه میکند .
اسلام دعوت میکند به تفکر . این تعلیم ، یکی از اصول اسلام است . آیا
چه روزی برای بشر خواهد آمد که در آن فکر نکردن برای او از فکر کردن بهتر
باشد ؟ اسلام دعوت میکند به علم : « و لا تقف ما لیس لک به علم » [٤].
[١] سوره یس ، آیه . ١٢ [٢] سوره نجم ، آیه . ٤٢ [٣] سوره بقره ، آیه . ١٥٦ [٤] سوره اسراء ، آیه . ٣٦