خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١
گفتنی دیگر باقی نمانده است ، راه نرفته دیگر باقی نمانده است ، سخن نگفته دیگر باقی نمانده است . وقتی که تمام مراحلی که در این قسمت هست به پایان رسید ، خواه ناخواه نبوت ختم میشود . حال مثالی برای شما عرض میکنم : فرض کنیم بشر تمام معلوماتی که در جهان هست و تمام رازهای علمی که در جهان وجود دارد ، چه مربوط به طبیعت بی جان و چه مربوط به طبیعت جاندار را کشف کرد و در هیچ مرحلهای مجهولی باقی نماند . آن دانشمندی که آخرین مجهول را کشف میکند و در اختیار بشر میگذارد ، او دیگر خاتم العلماء خواهد بود ، خاتم دانشمندان خواهد بود . بعد از او دیگر عالم مبتکری پیدا نخواهد شد و هر عالمی که بیاید فقط مکتشفات علمای پیشین را درک میکند ، خودش چیز نوی کشف نمیکند . البته اینکه عرض شد در باب علم ، یک فرض بود و هنوز بسیار زود است که بشر بتواند چنین ادعائی راجع به طبیعت بی جان بکند تا چه رسد به طبیعت جاندار ، و تا چه رسد به سراسر هستی . هنوز برای بشر خیلی زود است که چنین ادعائی بکند و بگوید در طبیعت راز مجهولی نیست مگر آنکه آن را با قدرت علمی کشف کرده است . عدهای معتقدند که در طبیعت بی جان بشر کم و بیش میتواند یک همچو ادعائی بکند که قوانین طبیعت بی جان یعنی قوانین جمادات را کشف کرده است . ولی درباره طبیعت جاندار ، نباتات و حیوانات هیچکس همچو ادعائی نمیکند ، بلکه هنوز بشر در قدمهای اول و مراحل اول است . ولی این مثالی که عرض شد برای مثال کافی است . در بعضی از علوم بشری میتوان این حرف را زد . مثل آنچه که درباره حساب گفته میشود ( فقط حساب نه ریاضیات ) . میتوان گفت آنچه که بشر باید [ در این باب ] بفهمد فهمیده است و دیگر ما ورائی ندارد .