خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥
دارید مبادله اسیر بکنید و یا اینکه پول بگیرید و آزادشان کنید . در قرآن بیش از این نیست ، ولی در سنت دو چیز دیگر هست ، یکی اینکه اگر فرد ، فردی است که زنده نگهداشتن او برای اسلام و مسلمین خطرناک است او را بکشید ، و دیگر اینکه او را برده بگیرید . پس چهار چیز : یا منت گذاشتن و آزاد کردن ، یا فدا گرفتن به صورت پول گرفتن یا مبادله اسیر ، یا کشتن و یا برده گرفتن . اختیار با ولی امر مسلمین است که از میان این چهار کار هر یک را مصلحت بداند اجرا کند . یعنی غیر از اینکه در قرآن استرقاق وجود ندارد و فقط در سنت هست و معلوم میشود که امری است که در درجه دوم است نه دردرجه اول ، تازه ولی امر مسلمین اختیار دارد که مصلحت را رعایت کند ، آیا مصلحت است که همین طوری او را آزاد کند ، یا مصلحت این است که فدا بگیرد یا بکشد یا برده بگیرد ، و اگر ولی امر مسلمین هیچوقت مصلحت نداند ، مثلا مقتضیات زمان اجازه ندهد ، برده نمیگیرد ، و با برده نگرفتن حکم اسلام را الغاء نکرده بلکه اجرا کرده است . تازه یک سؤال دیگری در اینجا هست و آن اینست که آیا اینکه اسلام به حکم سنت اجازه داده که اسیر را برده بگیرید ، از راه مقابله به مثل است ، چون در آن زمان معمول بوده است که اسیران را برده میکردهاند ؟ یعنی چون آنها از شما برده میگیرند شما هم از آنها برده بگیرید ؟ یا نه ، اگر آنها هم برده نگرفتند شما برده بگیرید ؟ عقیده بسیاری بر این است که چون آنها برده میگیرند شما هم برده بگیرید . پس اگر دشمن اسیران ما را برده نگرفت آیا ما حق داریم که اسیران آنها را برده بگیریم ؟ اگر امروز میان مسلمین و کفار مثلا اسرائیل جنگ برقرار است آیا مسلمین میتوانند اسیران اسرائیلی را شرعا برده خودشان قرار دهند ؟ در صورتی که