خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧
آدمی را که آنچه را که از من میشنود ضبط کند « و بلغها من لم یسمعها »
برساند آن را به کسانی که نشنیدهاند . ( پیغمبر اکرم دستور داد :
²اکتبوا عنی » هر چه که از من میشنوید بنویسید ) « رب حامل فقه غیر فقیه
و رب حامل فقهإلی من هو افقه منه » [١] . فرمود آنچه که از من میشنوید
ضبط کنید و به طبقه بعد از من منتقل کنید ، ای بسا آن کسی که از من
میشنود ، معنی سخن مرا آنجور که باید ، درک نمیکند ، بعد تحویل میدهد به
کسانی که آنها معنی سخن مرا درک میکنند . ای بسا کسی که معنی سخن مرا
میفهمد ولی بعد که نقل میکند به طبقات بعدی ، چون آنها رشد یافتهتر و
تکامل یافتهتر و عالمتر هستند . از این که نقل کرده بهتر درک میکنند . و
همین کار را کردند ، و این خود نمونهای بود از رشد بشریت .
حتی علوم را شما اگر در نظر بگیرید همینطور است ، یعنی بشریت در دوره
ختمیه تنها از نظر دین رشد و بلوغ خود را ثابت نکرد ، از نظر علم و
فلسفه نیز ثابت کرد . علم و فلسفه که در دنیا باقی و محفوظ ماند از زمان
اسلام باقی ماند . امروز یک تقسیمی میکنند و میگویند دوره تاریخ و دوره
ما قبل تاریخ . مقصودشان از دوره ما قبل تاریخ ادواری است که در آن
ادوار هیچ یادگاری از بشر وجود ندارد ، خطی ، سنگ نوشتهای ، چیزی . ولی
اگر ما مقصودمان از دوره تاریخی آن دورهای باشد که بشر تاریخ خودش را
متسلسل حفظ کرده است ، از زمان اسلام است فقط و فقط . حتی آثار یونانیان
و آثار هندیان را هم هر اندازه که موجود بود مسلمین حفظ و نگهداری کردند
. آثار ایرانیان را هم هر چه
[١] اصول کافی ، ج ١ ، ص . ٤٠٣