خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥
فکر کنند و تجزیه و تحلیل و اجتهاد نمایند و بروند دنبال پیدا کردن آن . بشر وحشی بود و به حیوانات پست نزدیکتر بود ، و همانطور که اصل قانون کلی شریعتش را باید از طریق وحی به او الهام و تعلیم کنند دستگاه تبلیغاتی او هم ، باید از طریق وحی اداره شود . عقل و علم در آن زمان قادر به انجام این کار نبود . همین قدر که بشر میرسد به آن مقام و درجه و مرتبهای که واقعا مصداق « علم بالقلم ، علم الانسان ما لم یعلم »میشود ، تاریخ خودش را میتواند ضبط کند ، میتواند وارث تاریخ گذشته خودش باشد ، میتواند کتاب آسمانیی که به دستش میدهند ، حفظ کند ، میتواند احادیث و جوامع الکلمی را که پیغمبرش القاء میکند لااقل اصولش را نگهداری بکند تا بعد بیایند علم درست کنند در اطراف اینها ، میتواند اینها را حفظ و ضبط کند و در امر دین تفقه نماید ، دیگر نیازی به انبیاء برای تبلیغ آن شریعت وجود ندارد . نبودن انبیاء در دوره اسلامیه خود دلیل تکامل بشریت است ، یعنی علم و عالم فقیه و متفقه ، حکیم و فیلسوف ، جانشین انبیائی که کارشان تبلیغ شرایع دیگران بود میشود و لهذا شما میبینید هر یک از پیغمبران گذشته با هر کتابی در هر زمانی که آمد کتابش از میان رفت . بشر چون بالغ و رشید نبود نتوانست کتاب آسمانی خود را حفظ کند . کجاست صحف ابراهیم ؟ کو تورات واقعی ؟ کو انجیل واقعی ؟ کو آنچه که بر نوح نازل شد ؟ کو اوستای اصلی و تعلیمات واقعی زردشت ؟ حالت بشر در آن دورهها عین حالت بچه مکتبی بوده . شما برای بچه مکتبی کتاب میخرید ، شش ماه که میگذرد تکه تکه شده و هر تکه آن به یک گوشهای افتاده است . اما یک آدم بزرگ ، یک طلبه سی ساله ، شما یک "مکاسب" یا " کفایه " به او میدهید ، بیست سال روی این کتاب کار میکند از درس خواندن و