خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣
اسلام باشد ؟ پیغمبر باشند ولی کارشان این باشد که مبلغ و مروج دین اسلام باشند ، همان جوری که بعد از ابراهیم صدها پیامبر آمد و همه اینها مروج شریعت ابراهیم بودند . لوط پیغمبر بود ولی مروج شریعت ابراهیم . شعیب و یوسف و یعقوب پیغمبر بودند ولی به شریعت ابراهیم دعوت میکردند . هارون و یوشع پیغمبر بودند ولی به شریعت موسی دعوت میکردند . شرایع خاتمه پیدا کرد ، چرا نبوتها خاتمه پیدا کند و چرا قرآن فرمود : « و خاتم النبیین ؟ »فلسفه این چیست ؟ اگر جواب این موضوع را درست متوجه شویم جواب آن سؤال بزرگتر هم برای ما روشن میشود . اولا معنی [ ( نبی ) ] چیست ؟ نبی یعنی پیامبر ، کسی که از طرف خدا برای مردم پیامی میآورد ، منبی عن الله . به کسی میگویند [ ( پیامبر ) ] که به او از جانب خدا وحی بشود ، هر کدام از انحاء وحی ، یعنی از جانب خداوند مطالبی به او القاء شود ، به وسیله رؤیا یا هر وسیله دیگری ، از باطن روح و قلبش به او دستور بدهند که برو مردم را ارشاد کن ، مثلا بگویند شریعت ابراهیم این است ، برو مردم را تعلیم بده و یاد بده که به دین ابراهیم عمل کنند . نیازی که به وجود چنین انبیائی پیدا میشود از این جهت است که راه دیگری برای اینکه شریعت ابراهیمی را به مردم تعلیم بدهند ، جز اینکه یک عده از افراد بشر از طریق الهام مبعوث بشوند نیست ، یعنی اگر زمان زمانی بود که مردم علم و تمدن میداشتند و پایه تمدن بالا رفته بود که کتاب ابراهیم ، نوشتهاش ، ضبط شده و چاپ شدهاش ، انواع ضبط شده روی کاغذها و غیر کاغذها ، موجود میبود و در میان مردم یک عده علماء و دانشمندان میبودند که قادر بودند مردم را به شریعت ابراهیم