خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠
که مرتکب شده است در آن ثبت است . چشم و گوش انسان همین جور . و چون
آن دنیا دنیای حیات و زندگی است ، تمام اعضاء به صورت زنده در آنجا
محشور میشوند و خود شهادت میدهند بر اعمالی که کردهاند . در مقام تشبیه
مثل دستگاه ضبط صوت است که در موقع ضبط ، انسان احساس نمیکند و فقط
یک نوار را روی دستگاهی میبیند ، میبیند یک کسی حرف میزند و آن نوار
هم برای خود میچرخد ، ولی نمیداند که وقتی آن نوار را برگردانند و وضع
دیگری به آن دستگاه بدهند ، این نوار ساکت و جامد تبدیل میشود به یک
دستگاه ناطق . در آنجا اینجور دارد که : « الیوم نختم علی افواههم و
تکلمنا ایدیهم و تشهد ارجلهم بما کانوا یکسبون ». [١] در این روز (
قیامت ) مهر میزنیم بر دهانهای آنها ( نختم علی افواههم هیچ معنایی جز
این ندارد ) میبندیم این دهان را که سخن نگوید ، میگوئیم تو دیگر حق حرف
زدن نداری و لزومی ندارد که تو اقرار بکنی یا نکنی که آیا من با دست فلان
گناه را کردم یا نکردم ، با پا فلان گناه را کردم یا نکردم ، با چشم فلان
کار را کردم یا نکردم . « و تکلمنا ایدیهم » دستهای آنها با ما سخن
میگویند « و تشهد ارجلهم بما کانوا یکسبون »پاهای آنها به اعمالی که
مرتکب شدهاند خود شهادت میدهند .
مولوی در شعر معروف خود میگوید :
| هر که را اسرار حق آموختند |
| مهر کردند و دهانش دوختند |
[١] سوره یس ، آیه . ٦٥