خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩
تصرفی ابا نمیکنند ، حرفهایی در این زمینه گفتهاند ، از این جهت مختصری
راجع به این کلمه بحث میکنیم .
همانطور که در هفته پیش عرض کردم [ ( خاتم ) ] یعنی ما یختم به ،
یعنی چیزی که با آن پایان داده میشود . [ ( خاتم ) ] و [ ( طابع ) ] در
لغت عرب یک معنی دارد . ماده این کلمه در هر جا از قرآن کریم که وارد
شده است همین مفهوم را دارد . نه تنها در کلمه خاتم مفهومش این است ،
هر جا که ماده ختم در قرآن آمده است همین مفهوم مهر زدن را داشته و دارد
. مثلا قرآن درباره کفار میفرماید : « ان الذین کفروا سواء علیهمء انذرتهم
ام لم تنذرهم لا یؤمنون ، ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم
غشاوش »[١] . این کسانی که کفر و عناد و جحود میورزند در حالتی هستند
که تو چه آنها را چه بیم بدهی و چه بیم ندهی ایمان نمیآورند . اینها در
حالتی هستند که خداوند بر دلهای اینها و بر گوشهایشان مهر زده است .
در سوره مبارکه [ ( یس ) ] راجع به وضع مردم در روز قیامت [ سخن
میگوید ] و اینکه اعضاء و جوارح مردم هستند که روز قیامت خودشان شهادت
میدهند بر اعمال شخص ، و احتیاجی که او زبانش اقرار کند نیست ، بلکه
خود اعضاء و جوارح حرف میزنند . مثلا دست انسان هر گناهی را که مرتکب
شده است بیان میکند . در واقع این گناه در این دست ضبط است . پای
انسان هر گناهی را که مرتکب شده است بیان میکند . خود این گناه به یک
شکلی در این پا ثبت است . پوست بدن انسان ( در روایت است که این
کنایه است از اعضاء تناسلی ) هر گناهی
[١] سوره بقره ، آیات ٦ و [٧]