خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤
پیغمبران گرفته بود که باید علامات و مشخصات او را برای مردم بگوئید و
بنویسید ، در کتابهای آسمانی و آثاری که از پیغمبران پیشین باقی مانده
بود علائم این پیغمبر همه ذکر شده بود و لهذا مشهور بود ، مثل اینکه این
پیغمبر از جزیرش العرب مبعوث میشود ( این یک امر شناخته شده بود )
مرکب او به اقتضای محیطی که هست شتر است ( این یک علامت مشهور بود )
علامتی در پشت شانهاش دارد ( یکی از علائم مشهور او بود ) . اسمش و
خصوصیات پدر و فامیلش همه از علائم مشهور او بود . و همچنین [ ( امی ) ]
یعنی درس ناخوانده و مکتب نرفته و استاد ندیده بود . این نیز یک علامت
مشهور بود . و پیغمبران سلف آنها را به امت خودشان تعلیم داده بودند .
در آیه دیگر میفرماید : « الذین یتبعون الرسول النبی الامی »مردمی که
پیروی میکنند از رسول و نبی ( حالا فرق رسول و نبی چیست ؟ بماند ) و
پیغمبر امی ، درس ناخوانده ، کتاب و مکتب و استاد نادیده ، « الذی
یجدونه مکتوبا عندهم فی التوراش و الانجیل »[١] [ ( او را و علائم او را
در تورات و انجیل نوشته مییابند ) ] . و بسیاری از افرادی که در آن زمان
به وجود مقدس پیغمبر اکرم ایمان آوردند افرادی بودند که روی همان علائم و
مشخصات ، ظهور پیغمبری را در این زمان با آن علامات حدس میزدند و یا
خودشان به دیگران گفته بودند .
سر اینکه اسلام بالخصوص در مدینه اینهمه نفوذ پیدا کرد و ذهن مردم
آماده بود که پیغمبری پیغمبر اکرم را قبول بکنند ، با اینکه اوضاع
اجتماعی آنها جور دیگری بود و میخواستند عبدالله بن ابی را برای خود به
[١] سوره اعراف ، آیه . ١٥٦