خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧
مخلوقات و نظمی که در خلقت اینها و در تشکیلات هستی اینها به کار رفته
است نشان میدهد وجود مدبری را . آیات زیادی در این باره هست که احتیاج
به استشهاد ندارد . یکی دیگر اینکه در قرآن به موضوع هدایت موجودات
استدلال شده است و این از اصل خلقت جدا گرفته شده است ، و چند آیه را
هم نقل میکند ، مثلا از زبان موسی خطاب به فرعون اینچنین نقل میکند :
« قال ربنا الذی اعطی کل شیء خلقا »[١] . پروردگار ما همان کسی است که
هر چیزی را آنجوری که بایست آفریده است ، در خلقت او آنچه را که
بایست داده است . تا اینجا استدلال به اتقان صنع است . جمله بعد اینست
: « ثم هدی »: سپس او را هدایت و رهبری کرد . یعنی پس از آنکه او را
خلق کرد و آن جوری که بایست بیافریند آفرید ، او را هدایت کرد . کلمه [
( هدی ) ] را با کلمه [ ( ثم ) ] از ما قبل خود جدا کرده است .
در سوره سبح اسم میفرماید : « الذی خلق فسوی و الذی قدر فهدی »[٢] .
پس در اینجا نیز هدایت را علیحده ذکر کرده و از خلق و تقدیر جدا کرده
است . از زبان ابراهیم میفرماید : « الذی خلقنی فهو یهدین »[٣] .
درباره انسان بخصوص نیز ، هدایت انسان را جدا از خلقت انسان به عنوان
یک نعمت علیحده و به عنوان یک موهبت علیحده ذکر میکند : « اقرأ باسم
ربک الذی خلق ، خلق الانسان من علق ». بعد با کلمه [ ( اقرأ ) ] جدا
میکند و میفرماید : « اقرأ و ربک الاکرم الذی علم بالقلم »[٤] . اول
خلقت انسان را ذکر میکند و بعد هدایت انسان را .
[١] سوره طه ، آیه . ٥٠ [٢] سوره اعلی ، آیات ٢ و [٣] [٣] سوره شعراء ، آیه . ٧٨ [٤] سوره علق ، آیات ١ تا [٤]