خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥
« ممرکم لمقرکم » [١] « تجهزوا ، رحمکم الله ، فقد نودی فیکم بالرحیل »
[٢] . همانهائی هم که حافظ نهج البلاغه بودند اگر میتوانستند نهج البلاغه
را عنوان بکنند ، موضوعاتی که میتوانستند درباره آن موضوعات صحبت بکنند
از همین خطبههای نهج البلاغه که خطبههای زهدی است تجاوز نمیکرد یعنی
زمینه بحث برای آنها در قسمتهای دیگر نهج البلاغه باز نبود و طرز فکر
اجازه نمیداد . این حقیقت است . تا اینکه تحولات اجتماعی اخیر پیداشد ،
و یک عده فیلسوفان اجتماعی در دنیا پیدا شدند و یک سلسله افکار اجتماعی
پیدا شد ، یکمرتبه راستی بر رونق نهج البلاغه افزوده شد و بازار نهج
البلاغه رونق بیشتری پیدا کرد ، تازه خطیب و غیر خطیب آمادگی پیدا کردند
که مثلا نامهای که امیرالمؤمنین به مالک اشتر نوشته است و نکات اجتماعی
و سیاسیئی را که در آن گنجانیده است جمله به جمله بیان کنند و در اطراف
آنها شرح بدهند . این نهج البلاغه که هزار سال است در دست همه است ،
این نامه هم که هزار سال است که بود ، وقتی هم که نگاه میکنید میبینید
که راستی معنی جملهها هم همین است که در نهج البلاغه بوده و هیچ از خود
به نهج البلاغه نبستهاند ، نه لفظی به آن بسته میشود و نه معنائی توجیه و
تفسیر میشود ، ولی افراد و افکار آمادگی نداشتند ، به عبارت دیگر زمان
اجازه نمیداد ، ولی اکنون زمان اجازه میدهد .
این نشان میدهد که این کتاب که بچهای از بچههای قرآن کریم است با
گذشت زمان آمادگی بیشتری پیدا میکند برای اینکه در اطراف جملههایش
تحقیق و مطالعه بشود .
غرضم از همه این مطالبی که عرض کردم و به طور فشرده برای آن
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٢٠١ [٢] نهج البلاغه ، خطبه . ٢٠٢