خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠
معامله برای طرفین مشخص باشد یعنی خریدار باید قبلا برایش تعریف شده باشد ( یا در دیدنیها دیده باشد ) توصیف شده باشد و از هر جهت بداند که چه چیزی میخرد و آنچه میخرد دارای چه اوصاف و چه خصوصیاتی است ، جاهلانه و کور کورانه قدم بر ندارد و معامله از نوع تیر به تاریکی انداختن نباشد ، فروشنده نیز ثمنی که میگیرد ، آن ثمن باید برای او تعریف و توصیف شده و یا مشهود و دیده شده باشد و معامله از قبیل تیر به تاریکی انداختن نباشد . در میان اعراب جاهلیت مرسوم بوده که معمولا به معاملات شکل شانس و قمار میدادهاند ، مثلا شخصی از میان یک گله گوسفند که قهرا با یکدیگر متفاوت بودند یکی را میخرید ولی نه یک گوسفند معین ، بلکه به این طرز که مثلا از میان صد گوسفند که ممکن بود در میان آنها گوسفند پنج درهمی و گوسفند ده درهمی و گوسفند پانزده درهمی باشد ، یکی را میخرید به ده درهم و بعد ، از دور میایستاد و سنگی پرتاب میکرد به طرف گوسفندان ، آن سنگ به هر یک از گوسفندان که اصابت میکرد ، همان گوسفند به ده درهم مال او بود ، ممکن بود آن گوسفند احیانا یک گوسفند پانزده درهمی باشد ، و ممکن بود یک گوسفند پنج درهمی یا کمتر یا بیشتر باشد ، بستگی داشت به تصادف ، موضوع معامله از اول برای طرفین مشخص و محدود نبود ، موفقیت در معامله به خبرویت بستگی نداشت ، سرنوشت معامله را تصادف تعیین میکرد ، تیر به تاریکی انداختن بود . پیغمبر اکرم این نوع معامله را که به [ ( بیع حصاش ) ] یعنی معامله سنگریزه معروف بود و یک سلسله معاملات دیگر از این قبیل را ممنوع کرد و به طور کلی دستور داد که در معاملات نباید [ ( غرر ) ] وجود داشته باشد ، و این خود اصلی شد که در سراسر ابواب مکاسب مورد استفاده فقهاء قرار میگیرد . پیغمبر اکرم با یک جمله ، معاملات را از شکل اینکه به شانس