خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧
از زمان کودکی زینب تا وقتی که به زمان بلوغ رسید یعنی وقتی که پیغمبر خودش او را برای غلام آزاد شدهاش خواستگاری کرد ، عادتا در محیط آن روز عرب کمتر روزی بوده است که پیغمبر این دختر عمه را ندیده باشد . آنوقت پیغمبر عاشق دلفریفته این زن نشد مگر در وقتی که او را شوهر داد و چند سال هم در خانه شوهر بود و از او فرزند هم آورد و بعد ناگهان او را دید و عاشق شد ! ازدواج پیغمبر با زینب برای نسخ عملی همین عادت و رسم بود که بسیار ریشه دوانیده بود در تمام جوامع بشری . خیلی برای اعراب جاهلیت این کار مستنکر بود که پیغمبر با زن پسر خوانده خودش ازدواج کرد . ازدواج پیغمبر در آن زمان با زینب در نظر مردم مستنکر بود اما نه روی حسابی که اخیرا کشیشها درست کردهاند ، بلکه روی این حساب که مگر میشود کسی با عروس خود پس از طلاق پسرش ازدواج کند ؟ ! قرآن این رسم را نسخ کرد و جمله اول آیه ناظر به این حقیقت است : « ما کان محمد ابا احد من رجالکم ». محمد پدر هیچیک از مردان شما نیست ، این حرفها یعنی چه ؟ ! او فقط پدر فرزندان خودش است نه پدر یک مرد اجنبی ، او را با این صفات نشناسید و با این صفات خطاب نکنید ، او را ابو زید نخوانید و زید را ابن رسولالله نخوانید بلکه او را با صفت رسولالله و صفت خاتم النبیین بشناسید ، البته همه پیغمبران پیغمبر خدا بودهاند ا ما او یک صفت خاص و جداگانهای دارد ، او خاتم النبیین است ، خاتم همه انبیاء است . [ ( خاتم ) ] یعنی چه ؟
معنی لغوی [ ( خاتم ) ]
کلمه [ ( خاتم ) ] در لغت عربی فقط چند لغت هموزن دارد مثل طابع و حاتم و چند لغت دیگر . همه اینها معنی ابزار و آلت را میبخشد .