خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٥
تحق العقول دیدهام و در کتب اهل تسنن هم قطعا دیدهام ، در سنن ابیداود
یا صحیح مسلم و یا صحیح بخاری . پیغمبر اکرم فرمود : « نضر الله عبدا سمع
مقالتی فوعاها و بلغها من لم یسمعها » [١] . خداوند خرم کند آن بندهای
را که سخن مرا بشنود و آن را ضبط کند . پیغمبر اکرم مخصوصا تأکید میکرد
که هر چه را که از من میشنوید بنویسید : « اکتبوا عنی » در بحار الانوار
اخبار بسیاری نقل میکند از رسول اکرم که میفرمود : چیزهائی که از من
میشنوید بنویسید . مردم عرب مردمی بودند جاهل و بی سواد ، نویسنده در
میانشان کم بود ، و همین تشویقهای نبی اکرم منشأ دو چیز شد ، یکی اینکه
مردم را در وادی علم و سواد انداخت و تشویق به کتابت و سواد کرد ، و
دیگر اینکه از صدر اسلام ، هم قرآن و هم احادیث نبوی در کتابها ثبت و
ضبط شد ، هر چند یک چشم زخمی به احادیث نبوی رسید که آن چشم زخم به
قرآن کریم نرسید و آن چشم زخم از طرف خلیفه دوم بود .
عمر بن الخطاب از نوشتن احادیث پیغمبر نهی میکرد و میگفت میترسم اگر
مردم سر گرم به نوشتن و ضبط احادیث پیغمبر بشوند از حفظ و ضبط قرآن غافل
بمانند یا احیانا حدیثی را با قرآن مخلوط بکنند . به همین جهت او حدیث
را ترویج که نمیکرد هیچ ، جلوگیری هم میکرد . این بود که عده کمی بودند
که روی همان دستوری که شخص پیغمبر داده بود [ احادیث نبوی را ] در
حافظه خود و یا در نوشتهها ضبط میکردند . بالاخره فرمان یک خلیفه
نمیتواند در مقابل فرمان پیغمبر آن اندازهها مؤثر باشد ، آنهم در کاری که
مربوط به دانشمندان است . عمر بن عبدالعزیز که در سال ٩٩ هجری به خلافت
رسید و متأسفانه خلافت او دو سال بیشتر طول نکشید و
[١] اصول کافی ، ج ١ ص ٤[٣]