خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥
انسان یک موجود متغیر و متحولی است . انسان نباید در جا بزند بلکه
باید متغیر و در حرکت باشد اما مدار انسان یک مدار خاص است . مدارش
باید ثابت بماند . اگر بخواهد از مدار خودش خارج شود و در مدار حیوان
قرار بگیرد هلاکت است و تباهی ، و اگر مثلا بخواهد وارد شود در مدار
ملائکه و متشبه به ملائکه بشود باز هم از مدار خود خارج شده است . افراط و
تفریطها همه خروج از مدار انسانیت است . مدار انسانیت مدار وسطیت و
جامعیت است : « و کذلک جعلناکم امة وسطا . . . »[١] زهاد و عباد و
کسانی که به خیال خود میخواستند جلو بیفتند ، میآمدند از پیغمبر اکرم
اجازه بگیرند که خودشان را اخته کنند . میگفتند : هل لی ان اختصی ؟ [٢]
اجازه میدهید که خودم را اخته کنم ؟ میخواهم ریشه شهوت را در وجود خودم
قطع کنم تا بهتر و فارغ بالتر بتوانم به عبادت پروردگار بپردازم . فکر
میکرد که اگر بتواند خودش را از قید خوردن و خوابیدن هم رها بکند ، بکند
. ولی پیغمبر اکرم اجازه نمیداد و صریحا نهی میکرد . پیغمبر اکرم انسان
را در مدار انسانیت به حرکت میآورد و هرگز نمیخواست انسان را از مدار
انسانیت خارج کند . اسلام برای انسان مسیر تکوینی و مشخصی قائل است که
از آن به صراط مستقیم تعبیر میکند .
یک رکن مطلب ما اینست که انسان موجودی است که هم باید ثابت بماند
و هم باید تغییر کند ، قهرا هم باید قواعد ثابتی در زندگی داشته باشد و
از آنها پیروی کند و هم باید آئین نامهها و قوانین متغیری داشته باشد .
پس یک رکن بحث ما انسان است ، که قبلا تحت عنوان [ ( جبر تاریخ ) ]
درباره آن بحث کردیم .
[١] سوره بقره ، آیه . ١٤٣ [٢] [ در برخی کتب اهل سنت به این صورت آمده است : الا نختصی ؟ . ]