خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥
کلمات توجهی نداشته باشیم باز شایسته است . این خطبه در واقع درباره شرائط عالم دینی است ، با اینکه ابتدای خطبه اینچنین نمیفهماند . و علت اینکه دیده نشده است این خطبه را جزء اوصاف علماء ( البته علماء واقعی اسلامی ) ذکر کنند و بگویند این خطبه جزء شرایطی است که یک عالم دینی باید داشته باشد اینست که در ابتدای خطبه ، عنوانش این مطلب نیست و جملههای اول هم نمیرساند . ولی این اوصاف ، اوصاف یک عالم دینی اسلامی است ، یعنی اسلام آن عالمی را بعنوان یک مرجع دینی میشناسد که دارای این صفاتی باشد که در این خطبه بیان شده است . حالا ما به چه مناسبت آیه : « ما کان المؤمنون . . . »را که معروف به آیه [ ( تفقه ) ] یا [ ( نفر ) ] است با این خطبه که درباره اوصاف یک عالم دینی است امشب عنوان کردیم ، با اینکه بحث ما درباره خاتمیت است ؟ تناسب آن را باید عرض بکنم . ما در جلسات قبل اهمیت این مبحث را از جهات مختلف ذکر کردیم ، درباره آیها ی که کلمه [ ( خاتم النبیین ) ] در آن هست بحث کردیم و بعد آن سؤال بسیار معروف عمومی را طرح کردیم راجع به اینکه چگونه است که نبوت به یک نقطه معین که رسید خاتمه پیدا کرد ؟ چرا نبوت در طول اعصار و قرون ادامه پیدا نکرد ؟ راز تکرار انبیاء در قرون گذشته چه بوده است ؟ انبیائی که میآمدند برخی از آنها که چهار پنج تا هم بیشتر نبودهاند مشرع بودهاند ، قوانین جدید آوردهاند و بعضی دیگر تابع شریعت سابقه بودهاند . با ختم رسالت باید بپذیریم که بعد از خاتم الانبیاء ، دیگر نه فلسفه آمدن پیغمبران تابع وجود دارد و نه فلسفه آمدن پیغمبری که شریعت را عوض کند و شریعت جدیدی بجای شریعت سابقه بگذارد .