يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠ - ١٠١- آيا توحيد با شفاعت تضاد دارد؟
مطابق اين آيه آنها معبودان خود را ولى و سرپرست و حامى و حافظ خويش مىپنداشتند و آنها را پرستش مىكردند، و اين هر دو كار غلط و ناروا بود (آنها را ولىّ خود شمردن و آنها را عبادت كردن).
امّا اگر كسى اولياء اللَّه و انبياء و فرشتگان را هرگز پرستش نكند، بلكه آنها را گرامى و عزيز بشمرد و شفيعان بر درگاه خدا، باذن اللَّه بداند هرگز مشمول اين آيات نخواهد بود.
وهّابيان به خاطر عدم احاطه بر آيات قرآنى در مورد شفاعت و مسأله كفر و ايمان و شرائطى كه خداوند براى شفاعتكننده و شفاعت شونده ذكر كرده، اين مسأله را با آنچه بتپرستان درباره بتها اعتقاد داشتهاند اشتباه كردهاند و به اين ترتيب «چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند».
٥- اينكه وهّابيها مىگويند بتپرستان عرب همه چيز را اعم از خالقيت مالكيت و رازقيت را مخصوص خدا مىدانستند و مشكل كار آنها فقط در مسأله وساطت و شفاعت بتها بود، يكى ديگر از اشتباهات آنها است كه از كمى بضاعت علمى و عدم احاطه آنها به آيات قرآنى سرچشمه مىگيرد، زيرا از آيات متعددى استفاده مىشود كه آنها بعضى از اين صفات را براى بتها قائل بودند از جمله در آيه ٦٥ عنكبوت مىخوانيم: (فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ): «هنگامى كه سوار بر كشتى مىشوند خدا را با اخلاص مىخوانند (و تنها حل مشكلات را از او مىطلبند) امّا هنگامى كه آنها را نجات مىدهد و به خشكى مىرساند مشرك مىشوند» (يعنى حل مشكلات خود را از غير خدا مىخواهند).
اين تعبير به خوبى نشان مىدهد كه آنها براى حل مشكلات خود در حال عادى به سراغ بتها مىرفتند هرچند در شدائد سخت تنها دست به دامن لطف خدا مىزدند.
در آيه ٤٠ فاطر به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مىدهد: (قُلْ أَ رَأَيْتُمْ شُرَكاءَكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ): «بگو به من