يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٦ - ٩٥- آيا دنيا و آخرت با هم تضاد دارند؟
و اما اگر به عنوان يك هدف و نه وسيله مورد توجه قرار گيرد و از ارزشهاى معنوى و انسانى بريده شود كه در اين هنگام طبعاً مايه غرور و غفلت و طغيان و سركشى و ظلم و بيدادگرى خواهد بود، در خور هرگونه نكوهش و مذمت است.
و چه زيبا فرموده است على عليه السلام در آن گفتار كوتاه و پرمغزش: من ابصر بها بصّرته و من ابصر اليها اعمته: «آن كس كه با چشم بصيرت به آن بنگرد (و آن را وسيله بينائى قرار دهد) دنيا به او آگاهى مىبخشد، و آن كس كه به خود آن نگاه كند دنيا او را نابينا خواهد كرد» [١].
در حقيقت تفاوت ميان دنياى مذموم و ممدوح، همان چيزى است كه از «اليها» و «بها» استفاده مىشود كه اولى هدف را مىرساند و دومى وسيله را [٢]
اسلام به عنوان يك وسيله مؤثر و كارساز روى ثروت تكيه مىكند در آيه ١٨٠ سوره بقره از «مال» تعبير به «خير» شده است.
و در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم: نعم العون الدنيا على طلب الآخرة: «دنيا كمك خوبى است براى رسيدن به آخرت» [٣].
آيات سوره قصص كه شديدترين مذمت را از قارون ثروتمند مغرور مىكند شاهد گويائى بر اين موضوع است، منتها اسلام ثروتى را مىپسندد كه به وسيله آن «ابتغاء دار آخرت» و طلب سراى ديگر شود، چنانكه دانشمندان بنى اسرائيل به قارون گفتند: وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ.
اسلام ثروتى را مىپسندد كه در آن «أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ» و نيكى به همگان باشد.
اسلام ثروتى را مدح مىكند كه در آن لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا تحقق يابد
بالاخره اسلام ثروتى را خواهان است كه مايه فساد در زمين و فراموش كردن ارزشهاى انسانى و گرفتار شدن در مسابقه جنونآميز «تكاثر» نگردد، و انسان را به «خود برتر بينى» و «تحقير ديگران» و حتى رويا روئى با پيامبر خدا نكشاند.
[١]- نهج البلاغه خطبه ٨٢.
[٢]- تفسير نمونه ١٢/ ٦٧
[٣]- «وسائل الشيعة» ج ١٢ ص ١٧ (حديث ٥ از باب ١٦ از ابواب مقدمات تجارت).