يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٠ - ١١١- فلسفه زكات چيست؟
حتى در روايات اسلامى مىخوانيم كه اگر حكومت اسلامى از شخص، يا اشخاصى، مطالبه زكات كند، و آنها در برابر حكومت، ايستادگى كنند و سرباز زنند، مرتد محسوب مىشوند، و در صورتى كه اندرزها در مورد آنها سود ندهد، توسل به نيروى نظامى، در مقابل آنها جايز است، داستان اصحاب ردّه (همان گروهى كه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله سر از پرداخت زكات باززدند و خليفه وقت به مبارزه با آنها برخاست و حتى على عليه السلام اين مبارزه را امضاء كرد و شخصاً يكى از پرچمداران در ميدان جنگ بود) در تواريخ اسلام مشهور است.
در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: من منع قيراطاً من الزكاة فليس هو بمؤمن، و لا مسلم، و لا كرامة!: «كسى كه يك قيراط از زكات را نپردازد نه مؤمن است و نه مسلمان و ارزشى ندارد» [١].
جالب توجه اينكه از روايات استفاده مىشود كه «حدود» و «مقدار» زكات آن چنان دقيقاً در اسلام تعيين شده، كه اگر همه مسلمانان زكات اموال خويش را بطور صحيح و كامل بپردازند، هيچ فردى فقير و محروم در سرتاسر كشور اسلامى باقى نخواهد ماند.
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم «اگر همه مردم زكات اموال خود را بپردازند مسلمانى فقير و نيازمند، باقى نخواهد ماند، و مردم، فقير و محتاج و گرسنه و برهنه نمىشوند مگر به خاطر گناه ثروتمندان»! [٢]
و نيز از روايات استفاده مىشود كه اداى زكات باعث حفظ اصل مالكيت و تحكيم پايههاى آن است، به طورى كه اگر مردم اين اصل مهم اسلامى را فراموش كنند شكاف و فاصله ميان گروهها آنچنان مىشود كه اموال اغنياء نيز به خطر خواهد افتاد.
[١]- وسائل الشيعة ج ٦ صفحه ٢٠ باب ٤ حديث ٩.
[٢]- وسائل ج ٦ صفحه ٤ (باب ١ حديث ٦- از ابواب زكات).