يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦١ - ١٧٥- آيا داستان اصحاب كهف با علم روز سازگار است؟
در اين گونه موارد، بدن را مىتوان به كورههاى عظيم تشبيه كرد كه به هنگام خاموش كردن آنها «شمعكى» از آن در حال اشتعال است، واضح است كه مقدار خوراكى را كه آن كوره در يك روز از مواد نفتى (مثلًا) مىطلبد تا شعلههاى عظيم خود را به آسمان بفرستد ممكن است خوراك دهها يا صدها سال آن در حال اشتعال شمعك بسيار كوچك باشد (البته اين بستگى به شعلههاى عظيم حال بيدارى كوره، و حال شمعك آن دارد).
دانشمندان در مورد زمستانخوابى بعضى از جانداران چنين مىگويند:
«اگر وزغى را كه در حال زمستانخوابى است از جايش بيرون آوريم، بنظر مرده است، در ششهاى او هوا نيست، ضربان قلبش چنان ضعيف است كه نمىتوان به آن پى برد، در ميان حيوانات خونسرد كه زمستانخوابى دارند بسيارى از پروانهها و حشرات و حلزونهاى خاكى و خزندگان را مىتوان نام برد، بعضى از پستانداران (خونگرم) نيز زمستانخوابى دارند، در دوران زمستانخوابى، فعاليتهاى حياتى بسيار كند مىشود، و چربى ذخيره بدن آنها به تدريج مصرف مىگردد» [١].
منظور اين است كه يك نوع خواب داريم كه در آن نياز به غذا، فوق العاده تقليل پيدا مىكند و فعاليتهاى حياتى نزديك به صفر مىرسد، و اتّفاقاً همين موضوع كمك به جلوگيرى از فرسودگى اعضا و طول عمر اين گونه جانداران مىكند. اصولا زمستانخوابى براى اين حيوانات كه احتمالا قادر بر تحصيل غذاى خود در زمستان نيستند فرصت بسيار گرانبهائى است.
نمونه ديگر: دفن مرتاضان
در مورد مرتاضان نيز ديده شده است كه بعضى از آنها را در برابر چشمان حيرتزده عدهاى از افراد دير باور، در تابوت گذارده و گاهى براى مدت يك هفته در زير خاك دفن كردهاند، و پس از تمام شدن مدت مزبور بيرون آورده و ماساژ و تنفس مصنوعى دادهاند تا كمكم به حال عادى بازگردد.
[١]- اقتباس از كتاب فرهنگنامه (دائرة المعارف جديد فارسى) ماده «زمستانخوابى»