يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨ - ١- فرضيه جهل
٢- آيا مذهب زائيده جهل يا ترس، يا عواملى از اين قبيل است؟
جمعى از جامعهشناسان و روانكاوان مادّى غرب و شرق اصرار عجيبى دارند كه سرچشمه پيدايش مذهب و عقيده خداشناسى را جهل يا ترس يا عوامل ديگرى از اين قبيل شمارند، اين نظريهها را عمدتاً مىتوان در چهار فرضيّه خلاصه كرد:
١- فرضيه جهل
يكى از جامعهشناسان معروف مىگويد: «اگر چه علم و هنر بسيارى از عوامل اسرارآميز را روشن ساخته با اين همه بسيارى از اين عوامل همچنان از حيطه علم گريخته، و در لفافه اسرار باقيمانده است، لزوم پى بردن به اين عوامل موجب پيدايش مذهب گرديده است»! [١]
يكى از فلاسفه مادى اضافه مىكند وقتى انسان به حوادث، از نظر تاريخى مىنگرد، علم و مذهب را به يك دليل بسيار روشن دو خصم آشتىناپذير! تصور مىكند، زيرا كسى كه به گردش جهان از نظر قانون عليّت معتقد است براى يك آن هم نمىتواند در مغز خود چنين تصورى را راه دهد كه ممكن است موجودى در بستر حوادث سد و مانعى ايجاد كند. [٢]
[١]- جامعهشناسى ساموئيل كنيگ صفحه ٢٠٧.
[٢]- دنيائى كه من مىبينم صفحه ٥٨- و چه مضحك است سخن «اگوست كنت» كه مىگويد علم، پدر كائنات را از شغل خود منفصل و او را به محل انزوا سوق داد! (يعنى با كشف علل طبيعى جائى براى ايمان به خدا باقى نمىماند) (علل گرايش به ماديگرى صفحه ٧٦).