يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٣ - ١٥٢- آيا ميان فرضيه تكامل و خداشناسى تضادى وجود دارد؟
تنها راهى كه اختلاف و تفاوت فسيلها را مىتوان با آن تفسير كرد، همين فرضيه تكامل است.
دليل ديگر قرائنى است كه از «تشريح مقايسهاى» جمعآورى كردهاند، آنها طى بحثهاى مفصل و طولانى مىگويند هنگامى كه استخوانبندى حيوانات مختلف را تشريح كرده، با هم مقايسه كنيم شباهت زيادى در آنها مىبينيم كه نشان مىدهد همه از يك اصل گرفته شداند ٠.
بالاخره سومين دليل آنها قرائنى است كه از «جنينشناسى» بدست آوردهاند و معتقدند اگر حيوانات را در حالت جنينى كه هنوز تكامل لازم را نيافتهاند در كنار هم بگذاريم خواهيم ديد كه جنينها قبل از تكامل در شكم مادر، يا در درون تخم تا چه اندازه با هم شباهت دارند، اين نيز تأييد مىكند كه همه آنها در آغاز از يك اصل گرفته شدهاند.
پاسخهاى طرفداران ثبوت انواع
ولى طرفداران فرضيه ثبوت انواع، يك پاسخ كلى به تمام اين استدلالات دارند و آن اينكه هيچيك از اين قرائن قانعكننده نيست، البته نمىتوان انكار كرد كه هر يك از اين قرائن سهگانه احتمال تكامل را در ذهن به عنوان يك «احتمال ظنى» توجيه مىكند، ولى هرگز يقينآور نخواهد بود.
به عبارت روشنتر اثبات فرضيه تكامل، و تبديل آن از صورت يك فرضيه به يك قانون علمى و قطعى، يا بايد از طريق دليل عقلى بوده باشد، و يا از طريق آزمايش و حس و تجربه، و غير از اين دوراهى نيست.
امّا از يكسو مىدانيم دلائل عقلى و فلسفى را به اين مسائل، راهى نيست، و از سوى ديگر دست تجربه و آزمايش از مسائلى كه ريشههاى آن در ميليونها سال قبل نهفته است كوتاه است!.
آنچه ما با حس و تجربه درك مىكنيم اين است، تغييرات سطحى با گذشت زمان به صورت جهش «موتاسيون» در حيوانات و گياهان رخ مىدهد، مثلًا از نسل گوسفندان معمولى ناگهان گوسفندى متولد مىشود كه پشم آن با پشم گوسفندان معمولى متفاوت است، يعنى بسيار لطيفتر و نرمتر مىباشد، و همان، سرچشمه پيدايش نسلى در گوسفند بنام «گوسفند مرينوس» مىشود، با اين ويژگى در پشم.