يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠ - ١٣- منظور از «سميع» و «بصير» بودن پروردگار چيست؟
را زائد بر ذات خدا بدانند، و قائل به تعدد اوصاف ازلى باشند كه اين نوعى شرك است وگرنه سميع و بصير بودن خداوند چيزى جز عالم بودن او به اصوات و منظرهها نمىتواند باشد. [١]
در بحار الانوار از امام صادق عليه السلام آمده است كه شخصى خدمتش عرض كرد:
مردى از دوستان شما اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله مىگويد: خداوند متعال همواره سميع بوده به وسيله گوش، و بصير بوده به كمك چشم! و عالم بوده به وسيله علم (زائد بر ذات) و قادر بوده، به قدرت (زائد بر ذات).
امام خشمگين شد و فرمود: مَنْ قالَ ذلِكَ وَ دانَ بِهِ فَهُوَ مُشْرِكٌ، وَ لَيْسَ مِنْ وِلايَتِنا عَلَى شَيءٍ، انَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالَى ذاتٌ عَلّامَةٌ سَميعَةٌ بَصيرَةٌ قادِرَةٌ: «كسى كه اين سخن را بگويد و به آن عقيده داشته باشد، مشرك است و بهرهاى از ولايت ما ندارد، خداوند متعال ذاتى است عين عالم و سميع و بصير و قادر (و اين صفات زائد بر ذات او نيست). [٢] [٣]
[١]- اشاعره معتقد بودند كه هفت صفت خداوند (علم و قدرت و اراده و سمع و بصر و حيات و تكلّم) قديم و زائد بر ذات او هستند، و بعضى آنها را به اضافه ذات حق، قدماى ثمانيه (وجودات ازلى هشتگانه) مىناميدند و مىدانيم اين عقيدهاى است باطل و شركآلود!
[٢]- بحار جلد ٤ صفحه ٦٣
[٣]- تفسير پيام قرآن ٤/ ١١٦