يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٥ - ١٥٢- آيا ميان فرضيه تكامل و خداشناسى تضادى وجود دارد؟
باران و جزر و مد درياها و زلزلهها و مانند آن مانعى بر سر راه خداشناسى خواهد بود؟ مسلماً نه، بنابراين كشف يك رابطه تكاملى در ميان انواع موجودات نيز هيچگونه مانعى در مسير شناخت خدا ايجاد نمىكند.
تنها كسانى كه تصور مىكردند كشف علل طبيعى با قبول وجود خدا منافات دارد مىتوانند چنين سخنى را بگويند، ولى ما امروز به خوبى مىدانيم كه نه تنها كشف اين علل ضررى به توحيد نمىزند بلكه خود دلائل تازهاى از نظام آفرينش براى اثبات وجود خدا پيش پاى ما مىگذارد.
جالب اينكه خود داروين در برابر اتهام الحاد و بىدينى قد علم كرده، و در كتابش (اصل انواع) تصريح مىكند كه من در عين قبول تكامل انواع، خداپرستم، و اصولًا بدون قبول وجود خدا نمىتوان تكامل را توجيه كرد.
به اين عبارت دقت كنيد: «او با وجود قبول علل طبيعى براى ظهور انواع مختلف جانداران، همواره به خداى يگانه، مؤمن باقى ميماند، و تدريجاً كه سن او افزايش حاصل مىكند احساس درونى مخصوصى به درك قدرتى ما فوق بشر در او تشديد مىگردد، به حدّى كه معماى آفرينش را براى انسان لا ينحل مىيابد» [١].
اصولًا او معتقد بود كه هدايت و رهبرى انواع، در اين پيچ و خم عجيب تكامل، و تبديل يك موجود زنده بسيار ساده به اين همه انواع مختلف و متنوع جانداران بدون وجود يك نقشه حساب شده و دقيق از طرف يك عقل كل امكانپذير نيست!
راستى هم چنين است آيا از يك ماده واحد و بسيار ساده و پست، اينهمه مشتقات شگفتانگيز و عجيب، كه هركدام براى خود تشكيلات مفصلى دارد به وجود آوردن، بدون تكيه بر يك علم و قدرت بىپايان امكانپذير است؟
نتيجه اينكه: غوغاى تضاد عقيده تكامل انواع با مسأله خداشناسى يك غوغاى بىاساس و بىدليل بوده است (خواه فرضيه تكامل را بپذيريم يا نپذيريم).
تنها اين مسأله باقى مىماند كه آيا فرضيه تكامل انواع با تاريخچهاى كه قرآن براى آفرينش آدم ذكر كرده است تضادى دارد يا نه؟! كه در سؤال بعدى از آن بحث مىشود. [٢]
[١]- داروينيسم نوشته محمود بهزاد صفحه ٧٥ و ٧٦.
[٢]- تفسير نمونه ١١/ ٨١