يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠ - ٣- توحيد افعالى
٢- توحيد صفات
وقتى مىگوئيم: يك شاخه توحيد، توحيد صفات است، مفهومش اين است كه خداوند همانگونه كه ذاتش ازلى و ابدى است، صفات او همچون علم و قدرت و مانند اينها، ازلى و ابدى مىباشد، اين از يك سو از سوى ديگر اين صفات زائد بر ذات او نيست، جنبه عارض و معروض ندارد، بلكه عين ذات او است.
و از سوى سوّم صفات او از يكديگر جدا نمىباشد، يعنى علم و قدرت او يكى است و هر دو عين ذات او است!
توضيح اينكه: ما هنگامى كه به خودمان مراجعه مىكنيم مىبينيم در آغاز فاقد بسيارى از صفات بوديم، هنگام تولد نه علم داشتيم و نه قدرت، و تدريجاً اين صفات در ما پرورش يافت، به همين دليل مىگوئيم اينها امورى زائد بر ذات ما هستند، لذا ممكن است روزى فرا رسد كه ما باشيم و آن زور بازو، و علوم و دانشها كه داريم از ميان برود، و نيز به روشنى مىبينيم كه علم و قدرت ما از هم جدا است، قدرت جسمانى در بازوى ما، و علم، در روح ما نقش بسته است!
ولى در خداوند هيچيك از اين معانى تصور نمىشود، تمام ذات او علم است، و تمام ذاتش قدرت، و همه چيز در آنجا يكى است، و البته تصديق مىكنيم كه تصور اين معانى براى ما كه فاقد چنين صفتى هستيم پيچيده و نامأنوس است و جز با نيروى منطق و استدلال دقيق و ظريف به آن راهى نيست. [١]
٣- توحيد افعالى
يعنى هر وجودى، هر حركتى، هر فعلى در عالم است به ذات پاك خدا برمىگردد، مسبب الاسباب او است و علت العلل ذات پاك او مىباشد، حتى افعالى كه از ما سر مىزند به يك معنى از او است، او به ما قدرت و اختيار و آزادى اراده داده، بنابراين در عين حال كه ما فاعل افعال خود هستيم، و در مقابل آن مسئوليم، از يك نظر فاعل خداوند است، زيرا همه آنچه داريم به او بازمىگردد (لا مؤثر فى الوجود الا اللَّه).
[١]- تفسير پيام قرآن ٣/ ٢٧٤