يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١ - ١- انگيزه عقلى
ساختمان عجيب و دقيقى مىبيند كه از طريق اتفاقات و عوامل بىشعور هرگز قابل تفسير نيست. پيدايش يك شاخه گل، يك زنبور عسل، پيدايش خورشيد و ماه و سير منظم آنها و پديدههاى ديگر.
اين مطلبى است كه هميشه در برابر چشم انسان وجود داشته و دارد و عامل اصلى پيدايش ايمان به وجود خدا است، چرا اين واقعيت روشن را ناديده مىگيرند و به سراغ مسأله ترس و جهل مىروند جز اينكه بگوئيم نسبت به چنين واقعيت روشنى «جهل» دارند و از پيشرفت عقائد مذهبى «ترس» دارند، چرا جاده اصلى و روشن را رها كرده در بيراهه گام مىگذارند جز اينكه پيشداورىها سد راه آنان گشته است.
٣- فرضيه عوامل اقتصادى
طرفداران اين فرضيه كسانى هستند كه نيروى محرك تاريخ را همان شكل دستگاههاى توليدى مىدانند، و معتقدند تمام پديدههاى اجتماعى اعم از فرهنگ و علم و فلسفه و سياست و حتى مذهب مولود همين امر است!
آنها براى پيوند دادن ميان پيدايش مذهب و مسائل اقتصادى توجيهات عجيبى دارند، از جمله مىگويند: طبقه استعمارگر در جوامع انسانى براى از ميان بردن مقاومت تودههاى استعمار شده، و تخدير آنها، مذهب را به وجود آورده است، و جمله معروف «لنين» را كه در كتاب «سوسياليسم و مذهب» آورده است خاطر نشان مىكنند آنجا كه مىگويد: «مذهب در جامعه به منزله ترياك و افيون است»!
و در اين باره مطالب زيادى دارند كه غالباً تكرار مكررات است.
خوشبختانه طرفداران اين فرضيه (سوسياليستها) خودشان با كلمات ضد و نقيضى كه دارند پاسخ خود را دادهاند، آنها وقتى به اسلام برخورد مىكنند كه چگونه عامل حركت و جنبش در يك ملت عقب افتاده شد، و استعمارگرانى همچون سلاطين ساسانى و پادشاهان روم و فراعنه مصر و «تبابعه» يمن را از تخت قدرت به زير آورد مجبور مىشوند اسلام را حد اقل در اين بخش از تاريخ استثنا كنند.