يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٩ - ١٥١- نظر اسلام درباره جبر و اختيار چيست؟
حديث فوق ضمنا اشارهاى است به اين نكته ظريف كه مكتب جبر سر از «تكليف به ما لا يطاق» در مىآورد، چرا كه اگر انسان از يكسو مجبور به گناه باشد، و از سوى ديگر او را از آن نهى كنند مصداق روشن تكليف به ما لا يطاق است. [١]
و در آيه ٢٩ سوره انسان مىخوانيم إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا (اين يك تذكر و يادآورى است (با استفاده از آن) راهى به سوى پروردگارش انتخاب مىكند
از آنجا كه ممكن است افراد كوتهفكر از تعبير فوق نوعى تفويض و واگذارى مطلق به بندگان تصور كنند، در آيه بعد براى نفى اين توهّم مىافزايد: «شما چيزى را نمىخواهيد مگر اينكه خدا بخواهد» وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ*.
«چرا كه خداوند عالم و حكيم است» إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً* حَكِيماً*.
و اين در حقيقت اثبات اصل معروف «الامر بين الامرين» است، از يكسو مىفرمايد: «خدا راه را نشان داده و انتخاب با شما است» و از سوى ديگر مىافزايد:
«انتخاب شما منوط به مشيت الهى است» يعنى شما استقلال كامل نداريد بلكه قدرت و توان و آزادى اراده شما همه به خواست خدا و از ناحيه او است، و هر زمان اراده كند مىتواند اين قدرت و آزادى را سلب كند.
به اين ترتيب نه «تفويض» و واگذارى كامل است و نه اجبار و سلب اختيار» بلكه حقيقتى است دقيق و ظريف در ميان اين دو، يا به تعبير ديگر: نوعى آزادى وابسته به مشيت الهى است، كه هر لحظه بخواهد مىتواند آن را بازپس گيرد، تا هم بندگان بتوانند بار تكليف و مسئوليت را كه رمز تكامل آنهاست بر دوش گيرند و هم خود را بىنياز از خداوند تصور نكنند.
خلاصه اين تعبير براى آن است كه بندگان، خود را بىنياز از هدايت و حمايت و توفيق و تأييد ذات مقدس او ندانند، و در عين تصميمگيرى در كارها، خود را به او بسپارند، و تحت حمايت او قرار دهند.
[١]- تفسير نمونه ٢٠/ ٣٠٨