يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٧ - ١٥١- نظر اسلام درباره جبر و اختيار چيست؟
در آيات ديگر نيز روى مشيت و اراده انسان بسيار تكيه كرده است كه ذكر همه آنها طولانى مىشود تنها به دو آيه زير اكتفا مىكنيم:
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً: «ما راه را به انسان نشان داديم خواه پذيرا شود و شكرگزار گردد يا مخالفت كند و كفران نمايد» (دهر ٣).
و در آيه ٢٩ سوره كهف مىفرمايد فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ: «هركس مىخواهد ايمان بياورد و هركس نمىخواهد راه كفر پيش گيرد» (ولى بدانند ما براى كافران آتش عظيمى فراهم ساختهايم).
سخن درباره مسأله جبر و تفويض بسيار طولانى است و در اين زمينه كتابها يا مقالهها نوشته شده، آنچه گفته شد تنها نگاهى به اين مسأله از زاويه «قرآن» و «وجدان» بود، و اين كلام را با يادآورى يك «نكته مهم» ادامه مىدهيم:
طرفدارى گروهى، از مسأله جبر تنها به خاطر پارهاى از مشكلات فلسفى و استدلالى نبوده بلكه عوامل مهم روانى و اجتماعى ديگرى بدون شك در پيدايش و ادامه اين عقيده دخالت داشته است.
بسيارى از افراد عقيده به «جبر» يا «سرنوشت جبرى» يا «قضا و قدر» به معنى جبرى آن را كه همه ريشههاى مشتركى دارند به خاطر فرار از زير بار مسئوليتها پذيرفتهاند يا اين عقيده را پوششى براى شكستها و ناكاميهاى خود كه بر اثر كوتاهى و سهل انگارى حاصل شده قرار دادهاند.
و يا پوششى براى هوسهاى سركش خويش كه «مى خوردن ما را حق ز ازل مىدانسته و ما براى اين مى مىخوريم كه علم خداوند جهل نشود!»
گاه استعمارگران براى درهم كوبيدن مقاومت مردم، و خاموش كردن آتش قهر ملتها با توسل به اين عقيده خود را بر همه تحميل مىكردند كه سرنوشت شما از اول همين بوده و غير تسليم و رضا كو چارهاى؟!
با قبول اين مكتب، اعمال همه جنايتكاران موجه مىشود، و گناه همه گنهكاران توجيه منطقى مىيابد، و فرقى ميان مطيع و مجرم باقى نخواهد ماند. [١]
[١]- تفسير نمونه ٢٦/ ٦٤