يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٤
صرف تأويل و تفسير آنها نكنند، به خصوص كه راويان ثقات تصريح به ساختگى و دروغين بودن آنها نمودهاند» [١]
همين معنى را به صورت ديگرى در تفسير «جواهر» (طنطاوى) مىخوانيم: او مىگويد: «اين احاديث در هيچ يك از كتب صحاح مانند موطّأ مالك، صحيح بخارى، صحيح مسلم، جامع ترمذى، سنن ابى داود، و سنن نسائى، در هيچ يك از اين كتب ششگانه نيامده است [٢] و لذا در كتاب «تيسير الوصول لجامع الاصول» كه روايات تفسيرى كتب ششگانه را جمعآورى كرده است، اين حديث را در تفسير آيات سوره نجم نياورده است، بنابراين شايسته نيست كه براى اين حديث ارزشى قائل باشيم و ذكرى از آن به ميان آوريم، تا چه رسد به اينكه در مقام ايراد و جواب برآئيم ... اين حديث يك دروغ آشكار است»! [٣]
«فخر رازى» از شواهدى كه براى مجعول بودن اين حديث نقل مىكند اين است كه در صحيح بخارى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه وقتى سوره نجم را تلاوت فرمود مسلمانان و مشركان و انس و جن سجده كردند، و در آن سخنى از حديث «غرانيق» نيست، همچنين اين حديث (كه از صحيح بخارى نقل شد) از طرق متعددى نقل شده و كمترين اثرى در آن از حديث غرانيق نيامده است. [٤]
نه تنها مفسّران نامبرده، افراد ديگرى نيز مانند «قرطبى» در تفسير «الجامع» و سيد قطب در «فى ظلال»، و غير آنها و عموم بزرگان مفسّران شيعه نيز اين روايت را از خرافات و مجعولات شمرده و به دشمنان اسلام نسبت دادهاند.
با اين حال عجيب نيست كه دشمنان اسلام و مخصوصاً مستشرقان معاند سرمايهگذارى زيادى روى اين روايت كرده و آن را با آب و تاب نقل كردهاند، و ديديم در اين اواخر نويسندهاى از تبار شياطين را وادار كردند كتابى تحت عنوان
[١]- تفسير مراغى، جلد ١٧ ص ١٣٠ ذيل آيات فوق.
[٢]- بايد توجه داشت موطّأ مالك جزء صحاح ستّه نيست و بجاى آن سنن ابن ماجه است.
[٣]- تفسير جواهر، جلد ٦ صفحه ٤٦.
[٤]- تفسير فخر رازى، جلد ٢٣، صفحه ٥٠.