يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٨ - ١٠١- آيا توحيد با شفاعت تضاد دارد؟
عجب اينكه آنها به قدرى به اين گفتار خود كه در حقيقت سفسطه و مغالطهاى بيش نيست پايبندند كه به سادگى جان و مال مخالفان را مباح مىشمرند، و قتل آنها را مجاز مىدانند، چنانكه شيخ «سليمان» از سران اين فرقه گمراه در كتاب «الهدية السنيّة» مىگويد: كتاب و سنت بر اين معنى گواهى مىدهند كه هر كس فرشتگان و انبيا يا (مثلا) ابن عباس و ابو طالب و امثال آنان را واسطه ميان خود و خدا قرار دهد، تا براى او به خاطر قربشان در درگاه خدا شفاعت كنند، همان گونه كه مقربان سلاطين نزد آنها شفاعت مىكنند، چنين كسانى كافر و مشركند و خون و مال آنها مباح است، هرچند شهادتين بگويند و نماز بخوانند و روزه بگيرند»! [١].
آنها پايبند بودن خود را به اين حكم زشت و شرمآور يعنى مباح شمردن خون و مال مسلمين در حوادث مختلف تاريخى از جمله در قتل عام معروف مردم طائف در حجاز (در صفر سال ١٣٤٣) و قتل عام معروف مردم كربلا در عراق (در ١٨ ذي الحجة سال ١٢١٦) به ثبوت رساندند كه در بسيارى از تواريخ آمده است.
نقاط انحرافى اين استدلال
١- از آيات قرآن اين حقيقت به خوبى روشن مىگردد كه شفاعت يك اصل مسلم قرآنى و اسلامى است، منتها شرائطى براى «شفاعتكننده» و «شفاعت شونده» در آن آمده است، بنابراين ممكن نيست كسى دم از اسلام و قرآن بزند و اين اصل را با اين همه مدارك روشن انكار نمايد، و ما تعجب مىكنيم چگونه اينها خود را مسلمان مىدانند، و اين اصل را كه از ضروريات اسلام و قرآن است انكار مىكنند؟ مگر ممكن است مسلمان منكر ضروريات اسلام، و حقايق قرآن باشد؟!.
٢- شفاعتى كه قرآن ذكر كرده و از آن دفاع مىكند شفاعتى است كه خط اصلى آن به «اذن خدا» برمىگردد، و تا او اجازه شفاعت ندهد كسى حق شفاعت را ندارد، و به تعبير ديگر شفاعتى است از بالا و به اذن پروردگار، نه شفاعتى همچون شفاعت اطرافيان سلاطين جور شفاعتى از سوى پائين و بر اساس روابط شخصى.
[١]- الهدية السنية صفحه ٦٦.