يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٧ - ٩٠- روح چيست؟ و اصالت آن چگونه قابل اثبات است؟
٤- پديدههاى روحى با كيفيات مادى همانند نيستند
دليل ديگرى كه مىتواند ما را به استقلال روح و مادى نبودن آن رهنمون گردد اين است كه: در پديدههاى روحى خواص و كيفيتهائى مىبينيم كه با خواص و كيفيتهاى موجودات مادى هيچ گونه شباهت ندارند، زيرا:
اولًا: موجودات «زمان» مىخواهند و جنبه تدريجى دارند.
ثانياً: با گذشت زمان فرسوده مىشوند.
ثالثاً: قابل تجزيه به اجزاء متعددى هستند.
ولى پديدههاى ذهنى داراى اين خواص و آثار نيستند، ما مىتوانيم جهانى همانند جهان فعلى در ذهن خود ترسيم كنيم، بىآنكه احتياج به گذشت زمان و جنبههاى تدريجى داشته باشد.
از اين گذشته صحنههائى كه مثلًا از زمان كودكى در ذهن ما نقش بسته با گذشت زمان نه كهنه مىشود و نه فرسوده، و همان شكل خود را حفظ كرده است، ممكن است مغز انسان فرسوده شود ولى با فرسوده شدن مغز، خانهاى كه نقشهاش از بيست سال قبل در ذهن ما ثبت شده فرسوده نمىگردد و از يك نوع ثبات كه خاصيت جهان ماوراى ماده است برخوردار است.
روح ما نسبت به نقشها و عكسها خلاقيت عجيبى دارد و در يك آن مىتوانيم بدون هيچ مقدمهاى هرگونه نقشى را در ذهن ترسيم كنيم، كرات آسمانى، كهكشانها و يا موجودات زمينى درياها و كوهها و مانند آن، اين خاصيت يك موجود مادى نيست، بلكه نشانه موجودى ما فوق مادى است.
به علاوه ما مىدانيم مثلًا ٤/ ٢+ ٢ شكى نيست كه طرفين اين معادله را مىتوانيم تجزيه كنيم يعنى عدد دو را تجزيه نمائيم، و يا عدد چهار را، ولى اين برابرى را هرگز نمىتوانيم تجزيه كنيم و بگوئيم برابرى دونيم دارد و هر نيمى غير از نيم ديگر است، برابرى يك مفهوم غير قابل تجزيه است يا وجود دارد و يا وجود ندارد هرگز نمىتوان آن را دونيم كرد.