يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥ - ٩٠- روح چيست؟ و اصالت آن چگونه قابل اثبات است؟
حالا اين سؤال پيش مىآيد كه جاى اين نقشه بزرگ كجا است؟ آيا سلولهاى فوق العاده كوچك مغزى مىتوانند چنين نقشه عظيمى را در خود بپذيرند؟ مسلماً نه، بنابراين بايد ما داراى بخش ديگرى از وجود باشيم كه ما فوق اين مادّه جسمانى است و آن قدر وسيع است كه تمام اين نقشهها را در خود جاى مىدهد.
آيا نقشه يك عمارت ٥٠٠ مترى را مىتوان روى يك زمين چند ميليمترى پياده كرد؟
مسلماً پاسخ اين سؤال منفى است، چون يك موجود بزرگتر با حفظ بزرگى خود منطبق بر موجود كوچكى نمىشود، لازمه انطباق اين است كه يا مساوى آن باشد يا كوچكتر از آن كه بتواند روى آن پياده شود.
با اين حال چگونه ما مىتوانيم نقشههاى ذهنى فوق العاده بزرگى را در سلولهاى كوچك مغزى خود جاى دهيم؟
ما مىتوانيم كره زمين را با همان كمربند چهل ميليون متريش در ذهن ترسيم كنيم، ما مىتوانيم كره خورشيد را كه يك ميليون و دويست هزار مرتبه از كره زمين بزرگتر است و همچنين كهكشانهائى را كه ميليونها بار از خورشيد ما وسيعترند همه را در فكر خود مجسم كنيم، اين نقشهها اگر بخواهند در سلولهاى كوچك مغزى ما پياده شوند طبق قانون عدم انطباق بزرگ بر كوچك امكانپذير نيست، پس بايد به وجودى ما فوق اين جسم اعتراف كنيم كه مركز پذيرش اين نقشههاى بزرگ مىباشد.
يك سؤال لازم
ممكن است گفته شود، نقشههاى ذهنى ما، همانند «ميكروفيلمها» و يا «نقشههاى جغرافيائى» است كه در كنار آن يك عدد كسرى نوشته شده مانند: ١١٠٠٠٠٠٠ و يا ١١٠٠٠٠٠٠٠٠ كه مقياس كوچك شدن آن را نشان مىدهد و به ما مىفهماند كه بايد اين نقشه را به همان نسبت بزرگ كنيم تا نقشه واقعى به دست آيد، و نيز بسيار ديدهايم عكسى از كشتى غول پيكرى گرفته شده كه نمىتواند به تنهائى عظمت آن كشتى را نشان بدهد، و لذا قبل از گرفتن عكس براى نشان دادن عظمت آن انسانى را در عرشه كشتى قرار مىدهند و عكس آن دو را با هم مىگيرند تا با مقايسه، عظمت كشتى روشن شود.