يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٢ - ١٠١- آيا توحيد با شفاعت تضاد دارد؟
محتواى واژه «شرك و مشرك» اين است كه آنها بتها را شريك خداوند در ربوبيت و حل مشكلات يا خلقت و مانند آن مىدانستند (البتّه بتهاى سنگى و چوبى در نظر آنها سمبل و مظهرى بود از صالحان و فرشتگان).
به تعبير ديگر آنها براى بتها نوعى استقلال در تدبير امور جهان قائل بودند، و به اصطلاح آنها را همتاى خدا مىدانستند، نه فقط وسائط بر درگاه او.
مخصوصاً تعبيرات گوناگونى در آيات مختلف قرآن آمده كه اين مطلب را كاملًا روشن مىسازد، مثلًا در آيه ٢٢ عنكبوت مىخوانيم: (وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ): «براى شما جز خدا ولىّ و ياورى نيست».
اين اشاره به اعتقاد بتپرستان است كه بتها را ولىّ و ياور خود (جز خدا) مىدانستند، چنانكه در آيه ١٠ سوره جاثيه مىخوانيم: (وَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ ما كَسَبُوا شَيْئاً وَ لا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ): «هرگز آنچه را (مشركان) به دست آوردهاند، آنان را از عذاب الهى رهائى نمىبخشد، و نه اوليائى كه غير از خدا براى خود برگزيدند» (دقت كنيد).
تعبير «مِنْ دُونِ اللَّهِ» كه به طور مكرّر در آيات قرآن درباره مشركان آمده نشان مىدهد كه آنها موجوداتى را جداى از خداوند مورد توجه قرار مىدادند تا ولىّ و نصير و حامى آنها باشد اين همان شرك در ربوبيّت است، نه مسأله شفاعت.
كوتاه سخن اينكه: قرآن در آيات مختلف دو ايراد عمده بر مشركان مىگيرد:
نخست اينكه آنها موجوداتى بىشعور و فاقد سمع و بصر را مبدء اثر مىدانستند، و ديگر اينكه براى آنها در كنار تدبير الهى، ربوبيتى قائل بودند.
البتّه بتپرستان عصر جاهليّت، كلمات ضد و نقيضى هم داشتند، چنان نيست كه مانند يك انسان منطقى و آگاه، سخنان خود را بىهيچ تناقض و تهافتى بيان كنند، لذا در عين اينكه بتها را شريك خدا در حلّ مشكلات مىپنداشتند و آنها را «مِنْ دُونِ اللَّهِ» و جداى از خداوند، ولىّ و حامى خود معرّفى مىنمودند گاه مسأله شفاعت در پيشگاه خدا را نيز عنوان مىكردند، و اين هرگز دليل بر عدم اعتقاد به شرك در افعال نبود.