اهل بيت (ع) در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦١
٢ / ١٤
عبداللّه بن عبّاس
٤٠.عمرو بن ميمون: من نزد ابن عبّاس نشسته بودم كه نُه گروه نزد او آمدند و گفتند: اى ابن عبّاس! يا با ما مى آيى يا از ميان اين جماعت با ما خلوت مى كنى. ابن عبّاس گفت: با شما مى آيم. او در آن روز سالم بود و هنوز كور نشده بود. او مى گويد: آنها سخن آغازيدند و ما نمى دانستيم چه مى گويند. ديديم كه او مى آيد در حالى كه لباسش را مى تكاند و مى گويد: واى و صد واى، از كسى بد گويى مى كنند كه بيش از ده فضيلت دارد كه هيچ كس جز او ندارد، آنها طعن كسى مى كنند كه پيامبر صلى الله عليه و آله درباره او گفته: مردى را خواهم فرستاد كه خداوند هرگز او را شرمنده نكند، خدا و رسولش را دوست دارد ـ تا آن كه گفت ـ و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله جامه خود را بر گرفت و بر على، فاطمه، حسن و حسين نهاد و فرمود: «اِنَّما يريد اللّه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البيتِ ويُطَهِّرَكُمْ تطهيراً» .
٤١.عمرو بن ميمون به نقل از ابن عبّاس: پيامبرخدا صلى الله عليه و آله حسن وحسين وعلى وفاطمه را فرا خواند و جامه اى بر آنها گستراند، سپس فرمود: خدايا اينان اهل بيت و كسان من هستند، پس هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان.