اهل بيت (ع) در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٣
٤ / ٦
حجّ اهل بيت عليهم السلام
٦٥٧.عبداللّه بن عبيد بن عُمير: حسن بن على عليه السلام، بيست و پنج بار پياده به حج رفت، در حالى كه اسبان اصيل همراه او بودند.
٦٥٨.مصعب بن عبداللّه : حسين عليه السلام بيست و پنج بار پياده به حج رفت.
٦٥٩.زمخشرى: حسين بن على عليه السلام را ديدند كه خانه خدا را طواف مى كند و سپس به مقام مى رود و نماز مى گزارَد و آن گاه گونه اش را بر مقام مى نهد و مى گريد و مى گويد: بنده ناچيز تو به درگاهت آمده است... گداى تو به درگاهت آمده است... مسكين تو به درگاهت آمده است و اين سخن را بارها تكرار مى كرد.
٦٦٠.امام باقر عليه السلام: على بن الحسين عليه السلام شترى داشت كه بيست و دو بار با آن به حج رفته بود و هرگز آن را شلاّقى نزد. امام باقر عليه السلاممى فرمايد: پس از رحلت امام على بن الحسين عليه السلام، بى آن كه ما بفهميم، آن شتر خارج شد. يكى از خادمان يا غلامان ما خبر آورد كه شتر بر گور على بن الحسين عليه السلامرفته و گردن خود را به خاك مى مالد و مى نالد. من گفتم: آن را دريابيد و پيش از آن كه آن را بشناسند و ببينند نزد ما بياوريد. ابو جعفر عليه السلاممى فرمايد: اين شتر، هرگز قبر را نديده بود.
٦٦١.سفيان بن عيينه: على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليه السلامحج گزارد و چون احرام بست و مركبش آماده گشت، رنگش زرد شد و لرزه بر اندامش افتاد و نتوانست لبّيك گويد. عرض شد: چرا لبّيك نمى گويى؟ فرمود: مى ترسم بگويم لبّيك و خداوند بفرمايد: لا لبّيك. عرض شد: ولى بايد لبّيك گويى. سفيان مى گويد: چون لبّيك گفت، بيهوش شد و از مركب به زير افتاد و پيوسته همين حال را داشت تا حجّش را گزارْد.