اهل بيت (ع) در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٩
١٨٠.محمّد بن عبداللّه شيبانى به اسناد صحيح خود از رجا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در بيمارى منجر به رحلت خود از خانه بيرون آمد... و به تنه يكى از ستونهاى مسجد تكيه داد ـ اين تنه درخت خرمايى بود كه برگ وخاشاك آن را كنده بودند ـ مردم گرد آمدند و حضرت صلى الله عليه و آله خطبه خواند ودر سخنش فرمود: اى گروه مردم! هيچ پيامبرى نمرده است مگر آن كه از خود يادگارى گذارده است و من هم ثقلين را براى شما به يادگار مى نهم كه كتاب خداست و اهل بيت من. هان، هر كه ايشان را تباه كند خدا تباهش گرداند.
١٨١.زيد بن على به نقل از پدرانش به نقل از على عليه ال چون بيمارى پيامبر صلى الله عليه و آله وخامت يافت و خانه مملوّ از جمعيت گشت، فرمود: حسن و حسين را به سوى من بخوانيد، من آن دو را خواندم. پيامبر آن دو را آن قدر بوسيد تا بيهوش شد. زيد بن على مى گويد: على عليه السلام آن دو را از چهره پيامبر صلى الله عليه و آله برگرفت. او مى گويد: پيامبر دو چشمش را گشود و فرمود: بگذار اين دو از من بهره بيابند و من از آن دو بهره بيابم، به اين دو پس از من بدى خواهد رسيد. سپس فرمود: اى مردم! من در ميان شما كتاب خدا و سنّتم و عترت و اهل بيتم را به يادگار مى نهم، هر كه كتاب خدا را تباه كند سنّت مرا تباه كرده و هر كه سنّت مرا تباه كند عترتم را تباه ساخته است، آگاه باشيد كه اينها هرگز از هم جدا نشوند تا كنار حوض كوثر ديدارشان كنم.