اهل بيت (ع) در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٩
٦٠٢.امام حسن عليه السلام: مادرم فاطمه عليهاالسلام را در شب جمعه در محراب ديدم كه به عبادت ايستاده بود. او همچنان در ركوع بود، تا روشنى بامداد برآمد. شنيدم كه او به مردان و زنان مؤمن دعا مى كرد و آنها را نام مى بُرد و براى آنها فراوان دعا مى كرد در حالى كه براى خود دعايى نمى كرد. گفتم: مادر! چرا همان گونه كه براى ديگران دعا مى كنى براى خود دعا نمى كنى؟ فرمود: فرزندم! نخست همسايه و سپس [ اهل ] خانه.
٦٠٣.حسن بصرى: در ميان اين امّت، عابدتر از فاطمه نبوده است، او آن قدر [ براى عبادت ] مى ايستاد كه دو پايش ورم مى كرد.
٦٠٤.عبداللّه بن زبير ـ چون خبر شهادت حسين را شنيدـ : هان به خدا سوگند، او را كشتند؟! كسى كه در شب، زمانى دراز به عبادت مى ايستاد و در روز، فراوان روزه مى گرفت.
٦٠٥.به على بن الحسين عليه السلام گفته شد: فرزندان پدر تو چه اندكند! امام عليه السلامفرمود: شگفت از آن كه من خود چگونه براى او زاده شدم، او در شبانه روز، هزار ركعت نماز مى گزارد و ديگر كى به زنان مى رسيد؟!
٦٠٦.امام صادق عليه السلام: على بن الحسين عليه السلام در عبادت، سخت كوش بود، روزش روزه داشت و شبش به عبادت مى ايستاد، پس اين كار به پيكر او آسيب رساند. به او عرض كردم: اى پدر! اين همه تلاش براى چه؟! فرمود: به درگاه خدايم اظهار محبّت مى كنم، شايد مرا به خود نزديك كند.