اهل بيت (ع) در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٧
٥٥٢.ابن عبّاس: على بن ابى طالب عليه السلام، كار آب دادن شب تا صبح نخلستانى را پذيرفت تا در برابر آن، قدرى جو بگيرد. چون صبح شد و جو را گرفت، يك سوم آن را آرد كرد و از آن حريره اى فراهم آوردند تا بخورند. چون پختن آن تمام شد، مسكينى آمد و آنها، طعام را به او دادند و يك سوم دوم را پختند و چون پختن آن تمام شد، يتيمى آمد و غذا خواست و اين بار، او را اطعام كردند و سپس يك سوم آخر را پختند و چون پختن آن تمام شد، اسيرى از مشركان آمد و غذا خواست و اين بار او را اطعام كردند و روزشان را به گرسنگى سپرى نمودند.
٥٥٣.ابن عبّاس ـ درباره آيه شريفه «وَيُؤْثِرونَ عَلى اَنْفُس: اين آيه، در حقّ على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلامنازل شده است.
٥٥٤.ابو هريره: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و از گرسنگى ناليد. پيامبر كسى را به خانه هاى همسرانش فرستاد و آنها در پاسخ گفتند: جز آب در خانه يافت نمى شود. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: چه كسى اين مرد را امشب مهمان مى كند؟ على بن ابى طالب عليه السلامعرض كرد: من، يا رسول اللّه . حضرت عليه السلامنزد فاطمه آمد و گفت: اى دختر رسول خدا! در خانه چه دارى؟ فاطمه گفت: جز غذاى كودكان، خوراكى نداريم و همان را به ميهمانمان مى دهيم. على عليه السلامفرمود: اى دختر محمّد! كودكان را بخوابان و چراغ را خاموش كن. چون صبح شد، على عليه السلام به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و او را از ماجرا آگاه كرد و طولى نكشيد كه خداوند اين آيه را نازل فرمود: «وَيُؤْثِرونَ عَلى اَنْفُسِهم وَلَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» .
٥٥٥.امام باقر عليه السلام: روزى پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بود واصحاب ايشان در پيرامون حضرت صلى الله عليه و آله نشسته بودند. در اين هنگام على عليه السلام، با جامه اى پوسيده كه نقاطى از پيكر ايشان را مى نمود آمد و در نزديكى پيامبر نشست. پيامبر صلى الله عليه و آله لحظاتى به او نگريست و سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «وَيُؤْثِرونَ عَلى اَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: آگاه باش كه تو رئيس و سرور و پيشواى كسانى هستى كه اين آيه، درباره آنها نازل شده است. سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلامفرمود: كجاست جامه اى كه بر تن تو كردم، اى على؟ على عليه السلامعرض كرد: يا رسول اللّه ! يكى از اصحاب شما نزد من آمد، در حالى كه از برهنگى خود و خانواده اش مى ناليد، دلم رحم آمد و ترجيح دادم، آن را بدو دهم و مى دانم كه خداوند مرا با جامه اى بهتر از آن خواهد پوشاند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: راست گفتى، جبرئيل براى من خبر آورد كه خداوند به جاى آن براى تو در بهشت جامه اى سبز از استبرق برگزيده كه رنگ آن از ياقوت و زبرجد است، بهترين پاداش، پاداش پروردگارت است، در برابر بخششت و صبر تو بر همين جامه پوسيده ، پس مژده باد تو را اى على. على شاد و خوشحال از خبرى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بدو داده بود، بازگشت.